147حضرت فاطمه زهرا عليها السلام ادامه داد: اى ابوبكر! كدام قانون مرا از ارث پدر محروم كرده كه تو مجرى آن هستى؟ مگر تو به كليات و جزييات قرآن، از پدرم رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و پسر عمويم على ابن ابىطالب عليه السلام داناترى؟ چون ابوبكر از پاسخگويى به فاطمه عليها السلام درماند، ابتدا سكوت پيشه نمود و سپس با عصبانيت، فحاشى و اهانت به فاطمه عليها السلام را آغاز كرد.
ابن ابىالحديد در جلد چهارم شرح نهج البلاغه، در جريان منبر رفتن ابوبكر و اهانتهايى را كه به دو وديعه رسولاللّٰه عليه السلام يعنى فاطمه و على عليهما السلام نموده، ضبط كرده است. ابوبكر اهانتها را به جايى رساند كه فرياد و ناله فاطمه بلند شد و فرمود: امروز شما دل مرا شكستيد و حق مرا ستانديد. ولى من در روز قيامت در محكمه عدل الهى شما را محاكمه خواهم كرد تا خداوند قادر، حق مرا از شما باز پس گيرد. سپس فاطمه عليها السلام افزود:
اى پسر ابىقحافه! آيا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى و من از ارث پدر محروم باشم؟ افتراى بزرگى به خدا بستهاى! آيا عمداً عمل به كتاب خدا را ترك نموده و قرآن را پشت سر انداختهاى؟
آنگاه امام على عليه السلام در مقام دفاع از فاطمه عليها السلام بر آمده و در حضور مهاجرين، انصار و بقيه مسلمين خطاب به ابوبكر گفت: «چرا فاطمه عليها السلام را از ارث پدر محروم ساختهاى؟ حال آنكه علاوه بر ارث، در زمان حيات پدر، متصرف و مالك فدك بوده است؟»
ابوبكر كه با سلاح اسلام و دفاع از حقوق مسلمانان دنبال مفرى مىگشت گفت:
«فدك متعلق به همه مسلمانان است و اگر فاطمه عليها السلام شاهد بياورد كه ملك خود وى مىباشد آن را به او باز پس خواهم داد. در غير اين صورت از داشتن فدك محروم است.» امام على عليه السلام گفت: «چرا درباره ما متفاوت از بقيه مسلمانان حكم مىكنى؟ حال آنكه مدعى بايد شاهد بياورد و مدعى عليه بايد فقط سوگند ياد كند. اينك تو بر خلاف دستور پيامبر از فاطمه عليها السلام شاهد مىخواهى؟! مگر عمل و قول خود فاطمه عليها السلام به عنوان يكى از اصحاب كسا كه مشمول آيه تطهير است حق نمىباشد؟!»
پس از آن، امام على عليه السلام از ابوبكر پرسيد: «پس اينك بگو اگر دو شاهد شهادت دهند كه از فاطمه عليها السلام عمل زشت فحشا سرزده است با او چه خواهى كرد؟» ابوبكر گفت:
همانند زنها بر او حد جارى خواهم نمود! امام على عليه السلام به ابوبكر گفت: در اين صورت