96متواتر بوده و پيامبر قطعاً آن را گفته اما عبارت «اللهمّ وال من والاه ...» زيادتى است كه اسناد آن قوى بوده و گروهى از اعلام صحابه صحت آن را باور دارند. وى در جاى ديگر در پى نقل حديث غدير گويد: اين حديث حسن و بسيار بلند سند بوده و حديثى به مانند آن متواتر است 1».
سرانجام بايد به شمس الدين جزرى شافعى (م833ه .) اشاره كرد كه وى حديث غدير را به هشتاد طريق روايت كرده و در اثبات تواتر آن رسالهاى تحت عنوان «اسنى المطالب فى مناقب على بن ابيطالب» 2 نگاشته است. وى دربارهى حديث غدير مىنويسد:
«اين حديث صحيح به صورتهاى گوناگون از اميرالمؤمنين على رضى الله عنه و پيامبر صلى الله عليه و آله به تواتر رسيده و جمع زيادى آن را نقل كردهاند افراد بىاطلاعى هم كه در تضعيف حديث مىكوشند قابل اعتنا نمىباشند».
وى آنگاه نام گروهى از راويان صحابه را ذكر كرده و در پى آن گويد: «به خبر اين گروه قطع حاصل مىشود».
با وجود استحكام سند حديث غدير، مىنگريم معدود عالمان مكتب خلافت از قبيل احمد بن تيميه حرانى، صحت انتساب حديث را به پيامبر مورد انكار قرار دادهاند.
ناصرالد 3ين الالبانى حديثپژوه بزرگ سلفى معاصر در مخالفت با ابن تيميه در گفتارى تفصيلى به اثبات صحت كامل متن «من كنت مولاه فعليٌ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» پرداخته در پايان نتيجه مىگيرد: «هر دو قسمت اين حديث صحيح و بخش اول آن متواتر مىباشد». وى سپس مىنويسد:
«من بدان سبب به تحرير صحت حديث غدير پرداختم كه شيخ الاسلام ابن تيميه قسمت اول حديث را تضعيف كرده و قسمت دوم را دروغ دانسته است و اين