66جهت حفظ نظام امت در برابر خطرها و تهديدها بكار بندد. 1
با بررسى خطبهها و كلمات امام على عليه السلام در نهج البلاغه به اين حقيقت پى مىبريم كه گرچه آن حضرت در پس واقعهى سقيفه كوتاه زمانى، از حقيقت خود و ربودن خلافت توسط ديگران معترضانه سخن مىگفت 2 ولى سپس به دليل مصالح زمانى سكوت و خويشتندارى را ترجيح داد و بار ديگر پس از عهد خلفا زبان به بيان حقايق گشوده و از جفاهاى انجام گرفته و نيز برترى و شايستگى منحصر به فرد خود و اهل بيت پيامبر سخن گفت و كوشيد اين حقايق در سطرهاى كتاب تاريخ جاويدان گشته و مانع از فراموشى آن تا ابد شود. 3 البته آنگاه هم كه زبان به بيان حقيقت مىگشود، با رعايت مصالح زمانى و ظرفيت مخاطب، كوتاه سخن مىگفت. بطور مثال روزى يكى از اهالى قبيلهى بنى اسد پرسيد: چگونه قومتان شما را از اين مقام بازداشتند درحاليكه شما بدان سزاوارتر بوديد؟ پاسخ فرمود:
اى برادر اسدى! تو فرد سست زبانى هستى و بى موقع هر جا سخن مىگويى ولى به جهت حرمت خويشاوندى و حق پرسشى كه بر من دارى تو را پاسخ مىگويم. آنگاه به طور كوتاه و سربسته پاسخ داد:
«بدان، اينكه خودسرانه خلافت را عهدهدار شدند و آن را از ما دريغ داشتند درحاليكه نسب ما برتر بوده و پيوندمان با رسول خدا استوارتر، به سبب خودخواهى بود كه گروهى بخل ورزيده و آن را از خود خواستند و گروهى