31اين امور، گروهى نكتهگير برخاسته، همان شعار وهابيان را ندا دادهاند كه:
حقيقت و طبيعت اسلام با مقتضيات زمانها جور نيست و با احوال ترقى و تبديل جامعه تطبيق نمىكند و با تغيير زمان نمىسازد. 1از همان وقت كه شيخ محمد بن عبدالوهاب عقايد خود را ابراز و مردم را به پذيرفتن آنها دعوت كرد، گروه زيادى از علماى بزرگ به مخالفت با عقايد او پرداختند. نخستين كسىكه به شدت بااو به مخالفت برخاست پدرش عبدالوهاب و سپس برادرش، «شيخ سليمان بن عبدالوهاب» بودند كه هر دو از علماى حنبلى محسوب مىشدند.
شيخ سليمان كتابى تحت عنوان «الصواعق الإلهيه فى الرد على الوهابيه» تأليف كرد و در آن عقايد برادرش را رد كرد.
زينى دحلان گويد: پدر شيخ محمد، مردى صالح از اهل علم بود.
برادرش شيخ سليمان نيز از اهل علم محسوب مىشد. از زمانى كه شيخ محمد در مدينه به تحصيل اشتغال داشت، شيخ عبدالوهاب و شيخ سليمان از سخنان و كارهاى او دريافته بودند كه چنان داعيهاى دارد، از اين رو او را سرزنش مىكردند، و مردم را از وى بر حذر مىداشتند. 2عباس محمود عقاد مىگويد: بزرگترين مخالف شيخ محمد، برادرش شيخ سليمان صاحب كتاب الصواعق الالهيه است. عقّاد همچنين گفته است:
شيخ سليمان برادر شيخ محمد كه از بزرگترين مخالفان او بود، ضمن اين كه سخنان برادرش را به شدّت رد مىكند، مىگويد: امورى كه وهابيان آن را