30و او را داراى اعضا و جوارح مىدانستند!
آلوسى در اين باره گفته است كه وهابيان به پيروى از ابن تيميه، به احاديثى كه بر فرود آمدن خداوند به آسمان دنيا (آسمان اول) دلالت مىكند، تصديق دارند و مىگويند: «خدا از عرش به آسمان دنيا فرود مىآيد!» و مىگويد: «هل من مستغفر» «آيا استغفار كنندهاى هست كه از گناهانش طلب آمرزش كند؟» و همچنين اقرار دارند به اين كه در روز قيامت، خدا به صحراى محشر مىآيد؛ زيرا خود فرموده است: «وَ جٰاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا» 1 و خداوند به هر يك از مخلوقاتش هرگونه كه بخواهد نزديك مىشود، همچنان كه خود گفته است «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» 2.
ابن تيميه، همانطور كه از كتاب «الرد على الاخنائى» او بر مىآيد، احاديث مربوط به زيارت پيامبر (ص) را مجعول دانسته و گفته است: اگر كسى معتقد باشد كه وجود آن حضرت بعد از وفات مانند وجود او در زمان حيات است، غلط بزرگى مرتكب شده است! ونظير اين سخن را شيخ محمد و پيروان او شديدتر، گفتهاند.
عقايد و گفتههاى باطل وهابيان باعث شده است افرادى كه اسلام را از ديدگاه آنان مطالعه كردهاند، بگويند اسلام دين خشك و جامدى است كه به درد همۀ زمانها نمىخورد!
«لوتروپ ستودارد» گويد: وهابيان در تعصب، به راه افراط رفتهاند و در اثر