206خداى متعال حضرت نوح و ابراهيم و داود و سليمان و موسى و مسيح و حضرت محمد (ص) را با يك سلسله صفات عالى توصيف كرده است كه هر يك از اين صفات مايه جلب قلوب و سبب نفوذ در دلها است تا آنجا كه محبت برخى را براى ما واجب و لازم شمرده است. 1اگر انسانها اين بندگان را در حال حيات و ممات، از اين نظر كه آنان بندگان گرامى خداوند هستند، احترام كنند و تعظيم نمايند، بدون اين كه آنان را خدا بدانند و يا مبدأ كارهاى خدايى بيانديشند، چنين احترامى را در ميان هيچ ملّتى پرستش نمىخوانند و احترام كننده را مشرك معرفى نمىكنند.
همانطور كه جملگى مطلعيد، ما به پيروى از سرور انسانها، محمّد مصطفىٰ (ص) دور خانۀ خدا را كه يك مشت گل و سنگ بيش نيست طواف مىنماييم، ميان دو كوه بنامهاى صفا و مروه سعى مىكنيم؛ يعنى همان كارهايى را انجام مىدهيم كه بت پرستان دربارۀ بتان خود انجام مىدادند، در عين حال تاكنون به فكر كسى خطور نكرده است كه ما با اين عمل، سنگ و گِل را مىپرستيم؛ زيرا هرگز ما در سنگ و گِل كوچكترين نفع و ضررى نمىانديشيم، اما اگر ما همين اعمال را با اعتقاد به اين كه سنگها و كوهها، خدا و مبدأ آثار خدايى هستند، انجام مىداديم، در رديف بت پرستان قرار مىگرفتيم. بنابر اين بوسيدن دست پيامبر و امام، يا معلم و آموزگار، يا پدر و مادر، يا بوسيدن قرآن و كتابهاى دينى و يا ضريح و آنچه كه متعلق به بندگان گرامى است، فقط تعظيم و تكريم است، مگر اين كه به نوعى معتقد به الوهيت و يا ربوبيت در مورد آنان شويم.