65خارجة»مضاف و مضاف اليه باشد، معلوم نيست خارجه،صاحب چاه، چه كسى بوده است؟!و اگر صفت و موصوف باشند،در اين صورت مكان و محلّ چاه دانسته نيست.در هر حال،اين چاه يكى از چاههاى مدينة النبى بوده كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آن آب نوشيده است.
بئر خريف:
روايت شده كه عثمان اين چاه را به صدقۀ خود در چاه اريس ضميمه كرد.روايتى مىگويد كه خاتم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در همين چاه از دست عثمان افتاده است.
بئر خطمه:
يكى از چاههاى مدينه بوده كه محل آن معلوم نيست؛اين چاه در محلۀ بنى خطمه،از قبيلۀ اوس،كه در منطقۀ عوالى مدينه مىزيستند،قرار داشته است.
[به روايتى،پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به محلۀ «بنى خطمه»آمد و در خانۀ پيرزنى نماز گزارد،سپس به كنار چاه ذرع رفت و تجديد وضو كرد. 1]
[بئر ذات العلم:
چاهى است ميان مدينه و «وادى صفرا»كه روبروى«روحاء»قرار دارد و پس از چاه«رشا»دومين چاه عميق است كه دسترسى به عمق آن ميسّر نيست.گفته مىشود كه على بن ابى طالب عليه السّلام در كنار آن چاه با جنّيان جنگيده است. 2]
بئر ذرع:
چاهى بود در مدينه و همان چاه بنى خطمۀ پيشگفته است.
بئر ذروان:
اين ضبط از بخارى است،اما در مسلم به صورت«ذواروان»و در روايتى نيز«ذراوان»و در روايتى نيز«ذراوان»آمده است.
نقل است كه لبيد بن اعصم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را با چند دندانه از شانه و لاخ مويى از آن حضرت جادو كرد و آنها را در چاه ذروان قرار داد.گمان مىرود كه اين چاه در اطراف بقيع در مدينة النبى بوده است.
بئر روحاء:
-«روحاء».
بئر رومه:
بعضى آن را به صورت«رؤمه»-با همزه-گفتهاند.به اين چاه بئر عثمان و «قليب مزنى»نيز گفته مىشود.چاهى است كه امروزه در عقيق مدينه معروف است.در كتاب خود به نام «اخبار الوادى المبارك»عقيق،به تفصيل