113فى جوف الفرا» 1محققان مىگويند:
جلهمتان همان جلهتان،تثنيۀ جلهه،است كه يك ميم به آن اضافه شده است.
جليل:
در بيت زير كه بلال بن رباح بدان تمثل جسته،اين نام آمده است:
الا ليت شعرى هل أبيتنّ ليلة
بواد و حولى إذخر و جليل
دانشمندان معتقدند:«جليل»(در اين بيت)نام گياهى است-«اذخر»،نه نام جايى.اما نظر بلادى(در معالم الحجاز)اين است كه جليل وادىاى است كه از غرب كوه حرا جريان مىيابد و در بالاى وادى فخّ به اين وادى مىريزد.
الجليل:
منطقهاى است در شمال فلسطين كه در اخبار و تواريخ از آن ياد شده است.
شاعر مىگويد:
فلولا ربّنا كنّا يهودا
و ما دين اليهود بذي شكول
و لو لا ربّنا كنّا نصارى
مع الرهبان في جبل الجليل
جمّاء:
(به فتح جيم و تشديد ميم)،به عمارت يا دژى كه كنگره نداشته باشد«اجمّ» مىگويند و مؤنث آن«جمّاء»است.
عبارت«شاة جمّاء»(گوسفند بىشاخ) نيز از همين معنا گرفته شده است.
همچنين جمّاء،كوه كوچكى است در مدينه و وجه تسميۀ آن بدين نام است كه دو كوه وجود دارد و اين يكى كوچكتر از ديگرى است.
در جنوب غربى مدينه،سه جمّاء وجود دارد كه نزديك و مجاور هم هستند: يكى جمّاء تضارع،ديگرى جماء عاقر يا عاقل و سومى جماء امّ خالد.جماء تضارع همان است كه هرگاه كسى از مدينه-از راه بدر كه از باب العنبريه و سپس وادى عروه مىگذرد-به سمت مكه حركت كند در سمت راست او قرار مىگيرد و قعر عروه در دست چپش واقع مىشود.
جماء امّ خالد از غرب چسبيده به جماء تضارع است.بن و بيخ اين هر دو