112به همين نام معروف است.پس از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از غزوۀ طائف،از جعرانه براى گزاردن عمره محرم شد،مسلمانان نيز به تأسى از آن حضرت،آنجا را محلّ محرم شدن براى عمره قرار دادند.
جفلات:
در نامۀ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به عوسجۀ جهنى،براى تعيين حدود اقطاع به او،از اين مكان نام برده شده است.من نمىدانم جفلات چيست؟همين اندازه مىدانم كه در سرزمين ينبع است.
جلاّل:
(به فتح جيم و تشديد لام)،در حديث هرماس بن حبيب از پدرش،از جدّش آمده است كه به عمر بن خطاب گفت:«شبكهاى 1(چاهى)را كه در پشت جلاّل است به من واگذار كن».
بعضى گفتهاند:جلاّل نام كوهى است؛برخى ديگر گفتهاند:راه بوده است.
جلس:
(به فتح جيم و سكون لام)،در لغت به معناى زمين سخت است.
همچنين گفته مىشود:جمل جلس و ناقة جلس؛يعنى شتر نر يا مادۀ استوار و فربه و ستبر.
و نيز«جلس»نام خاصى است براى جاى برآمده و مرتفع در سرزمين نجد.
در حديثى كه طبرانى در معجم كبير خود از بلال بن حارث مزنى روايت كرده،از«جلس»ياد شده است؛آنجا كه مىگويد:«مشركان را در غور اسكان دادم و مسلمانان را در جلس...».
جلهتان:
تثنيۀ«جلهه»است به معناى دهانۀ وادى و آن طرف رود كه روبهروى انسان واقع مىشود.بعضى گفتهاند به معناى دو كرانۀ وادى است.جلهه و عدوه و ضفّه هر سه به يك معنا(كرانه وادى و رودخانه)هستند.
جلهمتان:
در حديث آمده است كه ابو سفيان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اجازۀ شرفيابى به حضور ايشان را خواست،اما حضرت بقيۀ مردم را جلوتر از او به حضور پذيرفت.ابو سفيان گفت:به سنگهاى جلهمتان جلوتر از من اجازه ورود مىدهى؟!حضرت فرمود:«الصيد كلّه