392كه مراد معنى مصدرى صيد باشد يعنى تسهيل الصيد يعنى آسان گردانيدن شكار كردن بر شما و بر هر تقدير قول او (تَنٰالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِمٰاحُكُمْ) جملۀ حاليه است از ضمير مخاطب در (لَيَبْلُوَنَّكُمُ) يا از صيد و دلالة مىكند بر مضاف مقدر بر احد وجهين لكن بر تقدير ثانى ضمير (تَنٰالُهُ) راجع است به صيد بمعنى مصيد بطريق استخدام پوشيده نيست كه آيۀ مذكوره دالست بر تحريم صيد در حالت احرام.
[آيۀ دوم در جائز نبودن صيد كردن در حال احرام]
الاية الثانية قوله تعالى فى سورة المائدة ايضا يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا اَلصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ اَلنَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بٰالِغَ اَلْكَعْبَةِ أَوْ كَفّٰارَةٌ طَعٰامُ مَسٰاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذٰلِكَ صِيٰاماً لِيَذُوقَ وَبٰالَ أَمْرِهِ عَفَا اَللّٰهُ عَمّٰا سَلَفَ وَ مَنْ عٰادَ فَيَنْتَقِمُ اَللّٰهُ مِنْهُ وَ اَللّٰهُ عَزِيزٌ ذُو اِنْتِقٰامٍ. (95) يعنى اى گروه مؤمنان مكشيد حيوان وحشى را كه شكار كرده شود در حالتى كه محرم باشيد پس هر كس بكشد صيد را از شما بر سبيل عمد پس واجبست برو عوض آن حيوان كه كشته است مانند آن چه كشته است در جثه از چهارپايان كه شتر و گاو و گوسفند است در حالتى كه حكم كنند كه مانند اوست دو مرد عادل از شما در حالتى كه آن جزاء فرستاده شده باشد بسوى كعبه و رسيده باشد به كعبه يا عوض آن حيوان طعام چند مسكينى يا برابر آن طعام روزه تا بچشد آن قاتل صيد جزاى عمل خود را درمىگذرد خداى تعالى از قتل صيد كه واقع شود در اثناى احرام دفعۀ اول و كسى كه برگردد بسوى قتل صيد در حال احرام يعنى مكرر گرداند آن را پس انتقام مىكشد خداى تعالى ازو خداى تعالى غالبست نه عاجز صاحب انتقام است نه اهمال.
روايت كردهاند كه سبب نزول اين آيت آن بود كه در عمرۀ حديبيه پيدا شد نزديك اصحاب گورخرى پس حمله كرد برو ابو السير نيزه زد برو و كشت او را پس گفتند او را كه كشتى صيدى را در حالتى كه محرم بودى پس اين آيت