391محتاج است بتأويل نيز و تأويل او به چند وجه ممكن است:
يكىآن كه مراد از علم خداى تعالى علم خواص او باشد بحذف مضاف و خواص خداى تعالى پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم و مؤمنانند يعنى تا بداند مؤمنان كسى كه مىترسد از عذاب خداى تعالى كدام است و كسى كه نمىترسد كدام.
دومآن كه مراد تميز خداى تعالى باشد ايشان را در نفس الامر نزد عالميان زيرا كه علم مستلزم تميز است يعنى تا جدا گرداند خداى تعالى كسانى را كه مىترسند از عذاب او از كسانى كه نمىترسند.
سومآن كه مراد علم مقارن وقوع معلوم باشد زيرا كه ثواب و عقاب مترتب برين علم است يعنى تا مقارن شود علم خداى تعالى بترسيدن بعضى از عذاب او و ناترسيدن بعضى از عذاب او و بر هر تقدير مراد از غيبت روز قيامت است كه غايب است و يا بمعنى فى است يعنى كسى كه مىترسد از عذاب او در روز قيامت.
چنانكه در قول او (يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) مراد روز قيامتست و اعادۀ اسم اللّٰه در (لِيَعْلَمَ اَللّٰهُ) وضع مظهر است در موضع مضمر جهة زيادتى اهتمام به آن و اما قول او (بِشَيْءٍ مِنَ اَلصَّيْدِ) ظاهر آنست كه كلمۀ من اينجا بمعنى تبعيض باشد يعنى به چيزى اندك از جمله صيد و آن صيد برّ است كه حرام است در احرام نه صيد بحر بلكه بعضى افراد صيد بركه در حديبيه موجود بودند.
و مؤيد اينست قول خداى تعالى (وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ اَلْخَوْفِ) و احتمال دارد كه كلمۀ من بمعنى تبيين باشد يعنى به حدى كه صيد است و بهر تقدير مىتواند بود كه مراد از صيد حيوان مصيد باشد چنانكه متبادر است بحذف مضاف يعنى مخالطة الصيد يعنى به مختلط گردانيدن صيد با شما و مىتواند بود