371كه مراد افاضه از عرفاتست و امر مر قريش راست و موافقان ايشان را كه كنانة و خزاعه بودند و مجموع ايشان را حمس گويند جمع احمس از حماسه بمعنى شجاعت زيرا كه ايشان مخالفت مىكردند با ساير عرب و در مزدلفه وقوف مىكردند نه در عرفات و مىگفتند كه ما اهل حرم خدائيم پس بيرون نمىرويم از حرم به عرفات ازين جهت امر كرد خداى تعالى ايشان را به آن كه موافقت كنند با ساير عرب در وقوف به عرفات و افاضه از آنجا كنند و برين تقدير مراد از ناس ساير عرب باشد.
و بعضى گفتهاند كه مراد ابراهيم عليه السّلام است تنها هم چنان كه امت شمرده او را در آيت ديگر يا ابراهيم عليه السّلام با اولاد او يا آدم و حوا عليهما السلام و برين تقدير تكرار ذكر افاضه از عرفات لازم آيد.
و وجه تكرار اهتمام است بشأن او و آن كه در اول امر به افاضه بصريح معلوم نشد و نيز برين تقدير كلمۀ ثم مستعمل باشد به مجاز در تراخى به سبب رتبه چنانكه شايع است استعمال در آن و وجه تراخى در رتبه اينجا زيادتى مرتبۀ معطوفست بر مرتبۀ معطوف عليه زيرا كه (أَفِيضُوا) معطوفست بر (فَاذْكُرُوا اَللّٰهَ) و افاضه واجبست بلكه ركن و ذكر خداى تعالى است.
و آن كه بعضى تراخى در رتبه ميان افاضتين اعتبار نمودهاند و وجه تراخى در رتبه صواب بودن يكى و خطا بودن ديگرى يا اطلاق يكى و تقيد ديگرى را شمردهاند.
وجه آن ظاهر نيست.
و بعضى گفتهاند كه مراد از افاضه در اين آيت افاضه از مشعر است بمنى چنانكه متبادر است از ثم.