375مدينه بود و اعراب به كاروان حجاج حملهور شدند، محافظين به خاطر اتابك دستور داشتند، هر حملهاى كه صورت گرفت، در مقابل از اعراب بكشند. در حالى كه در وقتهاى معمولى چنين اجازهاى را نداشتند. 1 در سال 1263 مهد عليا مادر ناصرالدين شاه همراه اعتمادالسلطنه و شمارى ديگر از درباريان به حج رفت. به همين دليل آنها با احترام مواجه بوده و براى نمونه وقتى به شام رسيدند:
«حضرات حاج عجم، در سر عسكرى «نامق پاشا، شهر شوال سنه 1263، وارد شام شدند و به خانههاى شهر منزل گرفتند». در آنجا بود كه مهدعليا «يك شب پاشاها را مهمانى كرد، بسيار سنگين و خوب، به طور ايرانى». 2 زمانى نيز كه به مكه رسيدند، وجود مهدعليا سبب آسايش حجاج ايرانى بود؛ چنان كه همين اعتمادالسلطنه مىنويسد: با وجودى كه امسال، جماعت حاج بواسطه داشتن نوّاب مهد عليا - دامت شوكتها - در مكّه و مدينه و شام و غيره در نهايت آسوده بودند، مع ذلك مردم حرمين شريفين، در موقع اذيّت حتى المقدور مضايقه نداشتند. 3 همو مىنويسد: سركار آصف الدوله نور محمد خان، سردار وزير حضرت مهد عليا بود، و بر حاج سمت اميرى و سردارى داشت، از نگاه دارى حاج از تعديّات حمله داران، و ساير عمله كوتاهى نفرموده، با ملتزمين ركاب حضرت مهد عليا، قسمى رفتار كرد، كه از حركات و سكنات ايشان تمام مردم راضى و شاكر بودند.( 4
زمانى كه فرهاد ميرزا در سال 1292 وارد مدينه شد، به او خبر دادند كه يك فوج سپاه براى استقبال آورده و «دو عراده توپ هم به استقبال آوردهاند كه شليك بكنند». فرهاد ميرزا با اين كار مخالفت كرده گفت: «ابدا اذن نمىدهم كه توپ بيندازيد كه پيغمبر را از آمدن خود اعلام بكنم. اگر او را عالم ماكان و ما يكون مىدانم، البته دانسته است كه يكى از سگان آستان به زيارت اين مكان آمده است.» 5
حرمت فرهاد ميرزا سبب شد تا با درخواست وى براى باز بودن درِ حرم تا صبح، موافقت