374دختر فرهاد ميرزا با شرحى از اين كه عربها نجاست و پاكى حاليشان نيست و همانجا كه بول مىكنند «فورا وضو بجاى مىآورند» مىنويسد: «با اين پاهاى كثيف در حرم رسولاللَّه(ص) داخل مىشوند و عجم بيچاره را از حرم مىرانند.» 1
البته عجمها نيز گاه بىتقصير نبودند. انجام كارى كه موجب بىحرمتى شيعيان نسبت به گروه مخالف مىشد، سبب خشم آنان مىگرديد. در سال 1260 شايع شد كه «بد مذهبى - يعنى يك شيعه - نجاست برده در سوراخى كه قبر خلفا معلوم بوده، انداختهاند، خواجه كه مىشنود، بناى چوب را مىگذارد، جمعى زدند و جمعى را پولشان را بردند. قدغن شد ورود عجم مشرّف نشود.» 2 طبيعى است كه در اين شرايط، برخورد با عجمها سختتر شده و آنچنان كه محمد ولى ميرزا نوشته، «در مدينه به هيچ وجه فرصت تفحص نشد، بسيار بد سلوك مىكنند با حاج عجم.» 3
در سال 1316 نيز گفته شد كه «در بقيع متعرض دو سه نفر حجاج ترك شده بودند كه در مقبره خليفه ثالث پليدى انداخته، بى احترامى كردهاند.» امين الدوله در اين باره، به حكومت اعتراض كرده و حكومت نيز «اشخاصى را كه نسبت به تُركها تَرك اولى كرده بودند، تأديب و تعذير» كرده است. 4
يكى از كهنهترين بهانهها، راه رفتن عجمهاى در بين صفوف نماز اهل سنت است كه تا به امروز نيز مطرح است. بهانه آغايان حرم آن بود كه «در مذاهب اربعه ممنوع است كسى از جلو مُصلِّى عبور كند و عجمان اين معنا را زشت نمىشمارند ... لهذا ايشان را از مسجد بيرون مىكنيم.» 5
البته برخورد با اعيان و شاهزادگان ايرانى، به گونهاى ديگر بود. هر سال شمارى از درباريان به حج مىرفتند و به مقدار موقعيتى كه داشتند، در آنجا از سوى شريف مكه و والى آن مورد احترام قرار مىگرفتند. طبعا حكومت مدينه يا مكه، با تأكيد دربار عثمانى، رعايت حال شاهزادگان را مىكرد. مثلا زمانى كه اتابك در سال 1321 از جده عازم