271خدمت كرده و براى مدت كوتاهى اداره منطقه حمص را هم بر عهده داشتند آنها با حاكمان 1 دمشق نيز پيوندهايى داشتند. بر اساس سياست عثمانيها در منطقه، حرفوش به عنوان نيرويى براى مهار كردن قدرت رو به رشد دروزيان به كار گرفته شد، به طورى كه در سال /1036 1625 فخرالدين دوم معن در نهايت آنها را شكست داد و از بعلبك بيرون راند. اندكى بعد، يكبار ديگر، آنها به عنوان حاكمان محلى بقاع در قرن هيجدهم ظاهر مىشوند. 2
آنچه بيشتر به بحث مربوط است، به عقيده من، خانواده ابن علوان است، خانوادهاى از سران اشراف كه اعضاى آن به طور انحصارى پست نقيب الاشراف بعلبك را از دوره مماليك در اختيار داشتند. برجستگى ابن علوان، از سرپرستى وى نسبت به يكى از اماكن مقدس واقع در كرك نوح كه گفته مىشود مقبره نوح پيغمبر است، برگرفته شده است. پيوند آنها با اين مكان مقدس مانعى بر سر راه تلاشهاى مماليك براى جايگزين كردن سنيان در سرپرستى بر آن، در آن زمان بود، آن هم درست زمانى كه، نيز به دليل موقوفات آن، به تدريج بر موقعيت اقتصادى و اجتماعى حرم افزوده مىشد.
عثمانىها، از طريق حَنَش، مقدّم دره بقاع در آن زمان، بر اهميت اين منطقه افزودند. در ميان سالهاى 935 - /950 1529 - 1544 محمد بن ناصرالدين الحنش، وقف بزرگى را شامل قنوات آب، باغها و اختصاص زمينى براى نگهدارى حرم ايجاد كرد و مديريت و سرپرستى آن را به نقيب الاشراف سيد علوان بن على بن حسين و اعقاب وى واگذار كرد. نكته جالب آن كه در متن وقف نامه، از سيدعلوان مانند اجدادش، به عنوان شيخ الاسلام و با تعبير «قدوة العلماء السادة الشافعية» ياد مىشود. 3 منابع تأييد مىكنند كه اين خانواده طى چهار قرن حكومت عثمانى سرپرستى حرم را در اختيار داشته است. 4 اين نكته قابل توجه است كه ابن علوان شاخه لبنانى يك خاندان شيعى دمشق را بنياد گذارد كه آنها هم مكان مقدس محلى ديگرى را كه مقبره سيده زينب است در اختيار داشتند. 5