272
تشيع در حلب
حلب شهرى با پيشينه تشيع، حتى بعد از سقوط دو دولت شيعى حمدانى و مرداسى و روى كار آمدن قدرتمندانه سنيان يعنى زنگيان و ايوبيان و مماليك، همچنان به جذب و ميزبانى علماى شيعه به خود ادامه داد. هنوز در قرن چهاردهم، با وجود آزار و تعقيبها كه هر لحظه بلاد شام را در مىنورديد، شمار علماى شيعه كه به تنهايى در آن شهر زندگى مىكردند تا پانزده نفر مىرسيد. 1 خاندان كهن و برجسته بنوزهره از سادات حسينى كه معتقد بودند كه از نسل امام جعفر صادق(ع) هستند، از جمله خانوادههاى روحانى و هدايتگر شيعى بودند كه در اين شهر زندگى مىكردند. در واقع، منابع سنى، از آنها به عنوان عامل شيوع بدعتى در حلب ياد مىكنند كه از سوى حران آمده است، در حالى كه آنها در اصل از مردمان مدينه بودند.
بنوزهره از طريق به انحصار در آوردن مقام نقيب الاشرافى، عنوان رهبر اشراف حلب را به دست آوردند و در اواسط قرن چهاردهم براى آنها وقف بزرگى كه مربوط به برخى روستاها و زمينهاى حاصلخيز كشاورزى آن ناحيه بود، ايجاد كردند. 2
با پيروزى عثمانىها، تشيع در حلب رو به افول گذاشت. منابع ادبى تنها چند گزارش از بنوزهره ارائه مىدهند اما از فعاليتهاى مذهبى شيعى آنها آگاهىهاى روشنى در اختيار نمىگذارند. در نهايت در قرن شانزدهم، حضور تشيع در ميان تاجران بزرگ و نيز جامعه اشرافى كه در يكى از دو حرم از نوادگان على(ع) در حلب زندگى مىكنند، يعنى مشهدالحسين نمودار مىشود. 3
كامل الغزى، مورخ حلبى، به روشنى اظهار مىكند كه شيعه در پرده تقيه فعاليت مىكردند تا قدرت را به ضرر سنيان به دست آورند، اين فعاليت تا قرن هفدهم (دوازدهم) ادامه داشت. اما وى آنها را نمىشناساند يا نمىخواهد بشناساند. 4
مهمه دفترلرى 5به ما گزارش مىدهد كه در داخل و خارج مرزهاى تاريخى اين