269كه مرتب ازدواجهاى داخلى داشته و مناصب از پدر به فرزند منتقل مىشد. اين خاندانها كه به عنوان شيخ روستا و راهنمايان مذهبى عمل مىكردند، بر پيروانشان نفوذ داشتند، اما نتوانستند تشكيلات مذهبى منظمى به وجود آورند. در بيشتر اوقات، حتى عالمان برجسته، مجبور بودند تا ضروريات زندگى خويش را خود تأمين كنند. 1
برآمدن سلسله صفوى، به طور طبيعى، تأثير زيادى بر جامعه شيعه گذاشت. على بن عبدالعال كركى (م /940 34 - 1533) از نخستين كسانى بود كه دعوت شاه اسماعيل را پذيرفت و به ايران آمد تا به عنوان عالىترين مقام مذهبى در دولت شاه طهماسب فعاليت كند. 2 نمونههاى مشابه، به ويژه از ميان همشهريهاى وى از كرك نوح، وجود دارد، در همان حال، شمار زيادى از آنان در منطقه باقى ماندند تا زندگى ساده و زاهدانه و كار مطالعه و نوشتن را مانند اجداد خود ادامه دهند. همچنين در بالا بردن سطح آموزشها و تحصيلات و فضل خود در ارتباط مداوم با دانشمندان سنى بكوشند. برخى از آنها در تلاش براى به رسميت شناخته شدن خود به عنوان «علما» از طرف نهادهاى مذهبى دولت عثمانى بودند.
نمونه اين برخورد زين الدين عاملى معروف به شهيد ثانى، رهبر برجسته مذهبى جبل عامل در قرن شانزدهم 3 و شاگرد وفادارش حسين بن عبدالصمد عاملى 4 (م /984 1576) است كه همراه استاد به استانبول رفتند تا پستى در يكى از مدارس به دست آورند. پس از آن كه در دمشق و حلب چنين پستى به دست نيامد، شهيد به عنوان مدرس، در مدرسهاى در بعلبك تعيين شد و حسين در مدرسهاى در شهر بغداد.
توجه زين الدين در ايجاد يك رتبه مدرّسى در عثمانى، يا ايجاد يك موقعيت استوار در جهت بناى استقلال مالى براى خود و شاگردانش بود؛ بدان اميد كه اين جمع را از برخى از حمايتهاى ناجور كسانى از رهبران محلى شيعه كه حاضر به اعطاى موقعيت ويژه و ممتازى به علما نبودند، آزاد سازد. متأسفانه اين تجربه عمر كوتاهى داشت. پس