268نفوذى داشتند، از سوى يك شاعر سنى گفته شده كه چون دست روافض آنچه را لمس كرده، اين آتش براى از بين بردن آثار لمس آنها بوده است:
لم يحترق حرم النبى لحادث
يخشى عليه و ما به من عار
لكنها ايدى الروافض لامست
تلك الرسوم فطهّرت بالنار
ج
ظريفى شيعى هم در پاسخ گفته بود:
لم يحترق حرم النبى لحادث
و لكل شىء مبتدع عواقب
لكن شيطانين قد نزلا به
و لكلّ شيطان شهاب ثاقب
ج
بايد گفت كه اين حضور ادامه داشته و هيچگاه قطع نشده است.
اما از دوره مورد بحث مؤلف، نقلى از سيد نعمةالله جزايرى داريم. وى مىنويسد: در سال 1095 به حج مشرف شده و به مدينه رفتم. در آنجا شيعيان را ديدم كه بدون تقيه به زيارت بقيع مىروند. يكى از ساكنان مدينه به من گفت كه سال پيش علماى مدينه به تفتيش كتبى كه در خزانه بقيع بود رفته و نسخهاى از المزار شيخ مفيد را يافتند كه در آن بر خلفا لعن شده بود. كتاب را نزد قاضى آورده و از او خواستند كه اجازه دهد قبه امامان را تخريب كنند. قاضى نپذيرفت و كار شكايت به استانبول كشيد كه البته خواسته آنها مقبول نيفتاد. 1
تشيع در جبل عامل
با تسلط دولت عثمانى، جامعه كهن شيعه، در آغاز يك راه طولانى رشد فرهنگى قرار گرفت و اين على رغم ناثباتىهاى منطقهاى بود كه در اين سرزمين وجود داشت.
در حالى كه منابع اقتصادى، ثروت و قدرت نظامى در دستان رؤساى محلى بود، برخى از آنها شيعى بودند، مانند على الصغير در جبل، حرفوش در بعلبك و كرح نوح در دره بقاع. در اين مناطق، تعليم و تربيت در انحصار چند خانواده از علما و فقها بود