212واقدى نقل مىكند كه پيامبر(ص) سعد بن ابىوقاص 1 را در تعقيب مشركان فرستاد. بيهقى چنين خبرى را از عروة بن زبير 2 نقل مىكند، اما ابن سيد الناس 3 و صالحى 4 هر دو قول را به طور يكسان نقل كردهاند.
نگارنده: مىتوان هر دو قول را جمع كرد و نتيجه گرفت كه: پيامبر(ص) ابتدا على(ع)، سپس سعد را فرستاده است، والله العالم.
على(ع) مأمور دنبال كردن زيد بن حارثه در سريه حِسمَى 5
گروهى از اهالى جذام، راه دحيه كلبى، فرستاده پيامبر خدا(ص) را كه از رويارويى با قيصر روم بازمىگشت، بسته و اموال او را به يغما بردند. وقتى دحيه به حضور پيامبر رسيد و اين خبر را داد، پيامبر(ص) زيد بن حارثه را همراه دحيه و پانصد نفر ديگر، به سوى جذاميان فرستاد. پس از آن كه به آنان حمله كردند و اموال و زنانشان را به غنيمت گرفتند، زيد بن رفاعه جذامى، همراه چند نفر از افرادش، نزد پيامبر خدا(ص) رفت و اماننامهاى كه در گذشته براى او و قومش نوشته شده بود، به آن حضرت داد و اسلام آورد و گفت: اى پيامبر خدا، حلال را بر ما حرام و حرام را حلال نگردان. پيامبر(ص) فرمود: تكليف كسانى كه كشتهايد چه مىشود؟
ابوزيد بن عمرو 6 گفت: زندهها را آزاد كن من از كشته شدهها مىگذرم. پيامبر فرمود: ابوزيد درست مىگويد. سپس على بن ابىطالب(ع) را همراه آنان به سوى زيد بن حارثه فرستاد و دستور داد كه از آنها بگذرد و اموال و زنانشان را برگرداند. على(ع) در راه رافع بن مكيث جهنى، پيك زيد بن حارثه را ديد كه بر شترى از اهالى جذام سوار شده است. على(ع) شتر را به آنان بازگرداند و با زيد بن حارثه در منطقه فحلتين ملاقات كرد 7 و فرمان پيامبر(ص) را به او ابلاغ نمود و هر آنچه را كه گرفته بود، به آنها بازگرداند. 8 اين فشرده سخن واقدى از نقش على(ع) در اين سريه است. آرى، على(ع) به سفارش پيامبر(ص) عمل كرد و اموال مردم را به صاحبانش بازگرداند؛ اين