104به ياد آنان بياورد. آن جوان چنين كرد. نزاع و تفاخر ميان دو دسته مسلمان اوس و خزرج آغاز گرديد. نزديك بود كه آتش جنگ ميان آنان شعله ور شود كه خبر به پيامبر(ص) رسيد و از نقشه شوم مخالفان آگاه گرديد. فورا با گروهى از ياران خود پيش آنها آمد و هدف اسلام و برنامه عالى خود را متذكر شد و فرمود: اسلام شما را به يكديگر برادر نمود. بايد تمام كينهها و خشمها را به دست فراموشى بسپاريد. آن گاه به قدرى آنها را پند واندرز داد و از سرانجام بد اختلاف آگاهشان ساخت كه يك مرتبه ناله و صداى آنها به گريه بلند شد و براى تحكيم مبانى برادرى، همديگر را در آغوش گرفتند و از درگاه خدا طلب آمرزش نمودند. 1
3. قيام مسلّحانه و اقدامات نظامى: كار شكنى يهود در آغاز و در دو سال نخست هجرت، در حد مجادله، ايجاد شك و ترديد و احيانا اهانت زبانى بود و پيامبر(ص) با بردبارى و شكيبايى خاص خود، همه را تحمّل مىكرد. اما اين جنگ سرد به قيام مسلحانه تبديل شد.
در حومه يثرب سه قبيله بزرگ و قدرتمند، كه نبض اقتصادى آن جا را در دست داشتند، زندگى مىكردند. هر كدام بگونهاى در ضدّيت و براندازى نظام نوپاى اسلامى و نقض پيمان مشتركى كه با مسلمانان داشتند، اقدام عملى نمودند.
قبيله «بنى قينقاع» خون مسلمانى را در بازار يثرب ريختند. اين فرد مسلمان به دفاع از زن مسلمانى برخاسته كه مورد آزار و تمسخر جوانان يهودى قرار گرفته بود.
پيامبر(ص) در مقابل اين عمل يهوديان و نيز به دليل اصرار زياد «عبداللّهبن ابى» ، از پيكار نظامى با آنان خوددارى نمود و در تنبيه يهوديان به حداقل اكتفا كرد. قرار شد كه يهوديان «بنى قينقاع» با تحويل سلاح، سرزمين مدينه را ترك كنند. آنان نيز از مدينه به سرزمين «وادى القرى» و از آنجا به سرزمين شام كوچ كردند.
يهوديان «بنى نضير» نقشه قتل پيامبر(ص) را ريختند و تصميم به كشتن او گرفتند.