103يهوديان هيچ موقعيتى ندارند (و بر باطلند) ؛ در حالى كه هر دو دسته كتاب آسمانى را مىخوانند (و بايد از اين گونه تعصبها بر كنار باشند) ...»
اين مشاجره و ضديت بين مسيحيان و يهوديان در حضور پيامبر(ص) صورت پذيرفت. در گفتگوى بين اديان، آن گاه كه سخن بدون استدلال و ادعا، بدون دليل و برهان باشد نتيجهاش چيزى جز انحصارطلبى و تضاد نخواهد بود. از نظر قرآن كريم، اينان با در دست داشتن كتابهاى الهى كه مىتواند راهگشاى آنها در اين مسايل باشد، اين گونه سخنان كه سرچشمهاى جز تعصب و عناد و لجاج ندارد، بسيار عجيب است.
جنگ افروزى يهود
در اينجا به چند نمونه از فعاليتهاى تحريكآميز يهود اشاره مىشود:
1. تضعيف عقيده: حسن سلوك پيامبر اكرم(ص) سبب شد كه روز به روز بر تعداد مسلمانان افزوده گردد. اين پيشرفت موجب اضطراب احبار و محافل مذهبى يهود گشت. از اين رو با پيش كشيدن سوالات پيچيده مذهبى، مىخواستند عقيده مسلمانان را نسبت به پيامبر(ص) متزلزل سازند.
قسمت مهم اين مجادلات در سوره بقره و سوره نسا وارد گرديده است.
2. ايجاد اختلاف: از آنجايى كه طرح شبهات و سؤالات پيچيده، نه تنها عقيده مسلمانان را نسبت به پيامبر خود تحكيم مىنمود؛ بلكه سبب مىشد كه مقام علمى و اطلاعات غيبى وى بر همه روشن و آشكار گردد و در سايه همين بحثها، دستههاى مختلفى از بت پرستان و يهود به اسلام گرويدند؛ از اين رو، به اختلافات ميان قبايل عرب مسلمان دامن مىزدند. روزى قبيله «اوس» و «خزرج» در نقطهاى گرد آمده بودند. وحدت و يگانگى اين دو گروه كه مدت يكصد و بيست سال دشمن خون آشام يكديگر بودند، يكى از يهوديان را سخت متاثر كرد. فورا به يك جوان يهودى كه در آن ميان بود اشاره كرد كه خاطرات تلخ جنگهاى گذشته را كه ميان دو قبيله وجود داشت