102دو نفر از بزرگان يهود به نامهاى «نعمان» و «حارث» گفتند:
بر چه آيينى دعوت مىكنى؟ فرمود: روش ابراهيم و آيين او. آنان گفتند: آيين ما اصيلتر از آيين تو است زيرا ابراهيم، خود يهودى بود. پيامبر(ص) فرمود: تورات بياوريد تا در اين موضوع ميان من و شما داورى كند. آنان از آوردن تورات خوددارى كردند و وحى الهى (سوره آلعمران، آيه 23) در سرزنش اين عده نازل شد. در وقت ورود پيامبر(ص) به يكى از اين مدارس يهودى، گروهى از دانشمندان مسيحى نجران در آنجا حضور داشتند. در اين ميان جدال تاريخى ميان علماى يهود و مسيحى در گرفت و هر دو گروه كوشش مىكردند كه ابراهيم را از پيروان آيين خود بدانند؛ 1 اما خداى متعال در اين مورد فرمود:
( مٰا كٰانَ إِبْرٰاهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لاٰ نَصْرٰانِيًّا وَ لٰكِنْ كٰانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ). 2
«ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلكه موحدى خالص و مسلمان (تسليم حق) بود؛ و هرگز از مشركان نبود.»
اين موارد و نمونههاى شبيه به آن به خوبى نشان مىدهد كه پيامبر(ص) در سيره عملى اش نسبت به پيروان مذاهب، همواره از گفت وگو و جدال احسن براى پيشبرد اهداف مقدسش سود مىجست و هيچ زبان به الحاد، تكفير و بى ارزش بودن اديان ديگر نمىگشود و بلكه به عكس، از آنان مىخواست كه به مفاد تورات و انجيل عمل نمايند و داورى تورات را مىپذيرفت كه نمونه آن گذشت. علاوه بر آن، پيامبر(ص) پيروان اديان ديگر را از اين كه يكديگر را بى ارزش و فاقد اعتبار مىخواندند سرزنش مىنمود. در قرآن مىخوانيم:
( وَ قٰالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصٰارىٰ عَلىٰ شَيْءٍ وَ قٰالَتِ النَّصٰارىٰ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلىٰ شَيْءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتٰابَ ...). 3
«يهوديان گفتند: مسيحيان هيچ موقعيتى (نزد خدا) ندارند، و مسيحيان گفتند: