45گفتنى است كه مسلم، در باب «خوشبويى عرق پيامبر(ص)»، اين حديث را به سه طريق، روايت كرده است. 1
توجه و اهتمام به نگهدارى آثار رسول خدا(ص) و تبرك جستن به آنها، هيچ جاى انكار ندارد و اصلا عجيب به نظر نمىرسد؛ زيرا او رسول خدا(ص)، خليل خدا، حبيب خدا و گرامىترين بنده خداست و وجودش، جامع همه خيرات و بركات است. پس در اين صورت، چرا به همه آثارش، تبرك جسته نشود؟! حال آنكه رسول خدا(ص) در نزد اصحابش، محبوبتر از جان و مال و فرزندانشان بود و تمامى آثار و لوازمش نيز چنين است. بلال، مؤذن رسمى پيامبر(ص)، هنگامى كه بعد از وفات ايشان، از شام به مدينه آمد، مردم از او خواهش كردند برايشان اذان بگويد. مرد و زن، كوچك و بزرگ مردم مدينه، جمع شدند تا صداى اذان او را بشنوند. زمانىكه بلال گفت: «الله أكبر الله أكبر»، همگى ناله سر دادند و گريه كردند. وقتى گفت: «أشهد أن لا إله إلا الله»، همگى فرياد زدند. هنگامىكه گفت: «أشهد أن محمداً رسول الله»، تمامى كسانى كه در مدينه بودند، صداى گريه و نالهشان بلند شد. دوشيزگان و پردهنشينان بيرون دويدند و گريه مىكردند. آن روز، همانند روز وفات رسول خدا(ص) شد. سبب اين همه ابراز احساسات و عواطف، به ياد آوردن عصر نورانى و شكوفاى پيامبر(ص) بود كه آن حضرت هنوز در بين آنان بود.