30ابوموسى كرد و فرمود: «عرب بيابان نشين بشارت را رد كرد. شما بپذيريد». گفتند پذيرفتيم. سپس ظرف آبى را طلبيد و دست و صورتش را در آن شست و مقدارى آب دهان در آن ريخت و فرمود: «از اين آب، بنوشيد و به صورت و سينه خود بپاشيد و بشارت باد شما را». آن دو نفر هم ظرف را گرفتند و به فرموده پيامبر(ص) عمل كردند. در اين هنگام، امسلمه از پشت پرده، صدا زد: «قدرى هم از آب اين ظرف براى مادرتان بگذاريد». آنان نيز مقدارى از آن آب را به او دادند.
همچنين صحابه، به زيادى آب وضوى پيامبر(ص)، قطرات بينى، مو، ظرفى كه از آن آب مىآشاميد و به ساير ظروف ايشان، تبرك مىجستند؛ چنانكه در صحيح بخارى، در كتاب شروط، در داستان صلح حديبيه، آمده است: هرگاه پيامبر(ص) آب دهان يا بينى خود را مىانداخت، صحابه آن را مىگرفتند و به صورت و به بدنشان مىماليدند و پيامبر(ص) به آنها نگاه مىكرد و هرگاه وضو مىگرفت، صحابه براى ربودن قطرات وضويش، با يكديگر درگير مىشدند.
همچنين بخارى در صحيح خود، در باب خاتم نبوت، با اسنادش از جعيد بن عبدالرحمان روايت مىكند: از سائب بن يزيد شنيدم كه مىگفت: خالهام مرا خدمت رسول خدا(ص) برد و گفت: اين خواهرزاده من، بيمار است. پيامبر(ص) دستى بر سر من كشيد و از خدا، برايم بركت خواست و سپس وضو گرفت و من از آب وضويش، نوشيدم.
همچنين بخارى در باب صفات و ويژگىهاى پيامبر(ص)، از ابوجحيفه وهب بن عبدالله سوائى روايت مىكند: