100[ابوداوود، اين حديث را روايت كرده است]. 1
همانند اين داستان، در كتاب «الاستيعاب فى أسماء الأصحاب»، تأليف محدث قرطبى و در كتاب «الإصابة»، در شرح حال ابوبزه مخزومى مكى نيز آمده است؛ چنانكه مىنويسد: احمد بن ابوبزه، از پدرش، به نقل از جدش، از قول ابوبزه مىگويد: «من و مولايم، عبدالله بن سائب، بر پيامبر(ص) وارد شديم. من دست و پا و سر رسول خدا(ص) را بوسيدم». مؤلف مذكور مىنويسد: «اين حديث را ابوبكر بن مقرى، در باب جواز بوسيدن دست، از ابوالشيخ، روايت نموده است و ابوموسى نيز آن را اندكى تغيير داده و اصلاح كرده است.
در شرح حال امام بخارى كه در اول كتاب صحيح بخارى آمده، نقل شده است كه صاحب كتاب صحيح مسلم، هر وقت بر بخارى وارد مىشد، مىگفت: «اى سرور محدثان و اى طبيب بيمارىهاى حديث! بگذار من پاى تو را ببوسم».
نگاه كنيد به اين دو امام بزرگ كه از بهترين فرزندان زمانه خودشان بودند، چگونه مقام يكديگر را مىشناختند و به فضايل هم اعتراف مىكردند. بىترديد، فقط صاحب فضيلت است كه فضيلت را مىشناسد. در واقع، آنان كه منكر احترام گزاردن به صاحبان فضل و بوسيدن دست آناناند، از دانش و خرد، بهرهاى نبردهاند. همچنين در اين باره به داستان سواد بن غزيه كه شكم رسول خدا(ص) را بوسيد و ما آن را در مقدمه اين نوشتار نقل كرديم، مراجعه كنيد.