84هواهاى نفسانى و وسوسههاى شيطانى گرد آمدند و مقابل دين خدا و حزب او از پيروان اهلبيت(عليهم السلام) ايستادند و از نو بدعت سقيفه را تكرار كردند.
امام على(ع) در نامهاى به معاويه نوشت:
از بنده خدا على(ع) اميرمؤمنان به معاويةبن ابىسفيان:
پس از ياد خدا، مىدانى كه من درباره شما معذور و از آنچه در مدينه گذشت 1، روىگردانم. تا شد آنچه كه بايد مىشد و بازداشتن آن ممكن نبود. داستان، طولانى و سخن، فراوان است و گذشتهها گذشت و آينده مقابل است. تو و همراهانت بيعت كنيد. 2
آن حضرت در سال 36 ه .ق، نامهاى به جريربنعبدالله بَجَلى، نماينده خود در شام، فرستاد، با اين تعبير:
اما پس از نام خدا و ستايش او، هرگاه نامهام به دستت رسيد، معاويه را به يكسرهكردن كار وادار و با او قاطع رفتار كن. سپس او را آزاد بگذار، در پذيرفتن جنگى كه مردم را از خانهها بيرون مىكند يا تسليمشدنى زبونانه. پس اگر جنگ را برگزيد، اماننامهاش را بر زمين بكوب و چنانچه به صلح روى آورد، از او بيعت بگير. والسلام. 3
معاويه هيچگاه حاضر نشد با آن حضرت بيعت كند، بلكه به عكس،