83
بنىاميه و تكرار بدعت سقيفه
پس از كشتهشدن عثمان، مردم با فاصله 25 سال حق را به حقدار دادند؛ آنان براى بيعت با امام على(ع) به خانه او هجوم آوردند و از آن حضرت خواستند، خلافت بر مسلمانان را بپذيرد تا با او بيعت كنند. آن حضرت فرمود:
روز بيعت، فراوانى مردم كه همچون يالهاى پرپشت كفتار بود، از هرجانب، مرا دربر گرفته بودند تا آنجا كه نزديك بود حسن و حسين لگدمال شوند و رداى من از هرطرف پاره شد. مردم همچون گلههاى انبوه گوسفند مرا در ميان گرفتند... به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد! اگر حضور فراوان بيعتكنندگان نبود و ياران، حجت را بر من تمام نمىكردند و اگر خداوند از دانشمندان پيمان نگرفته بود كه مقابل شكمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن مىانداختم و رهايش مىكردم و آخر خلافت را با كاسه اول آن سيراب مىساختم. آنگاه مىديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى بزغالهاى بىارزشتر است. 1
بدينترتيب، حكومت و خلافت الهى كه يكى از شئون امامت است، پس از گذشت 25سال از رحلت پيامبر بزرگوار اسلام(ص)، بار ديگر به دست مولاى متقيان اميرمؤمنان(ع) تحقق يافت و بدعت سقيفه افول كرد. اما چيزى نگذشت كه حزب ناپاك اموى، يك بار ديگر در سقيفه