805. هر زندهاى اگر چه عمرى دراز بيابد، بهرهاى از چشيدنىهاى آن را مىگيرد.
على(ع) در جواب پدرش او را با اين گفتار پاسخ داد:
1. أ تأمرني بِالصَّبرِ في نَصرِ أحمدَ
1. آيا مرا در يارى احمد به شكيبائى دستور مىدهى؟ به خدا آنچه گفتم از سر بىتابى بر زبان نياوردم.
2. ولى دوست داشتم تو يارى مرا ببينى و بدانى كه من هماره فرمانبر توام.
3. در راه خدا و در يارى پيامبر راهنما احمد كه چه در كودكى و چه اندكى پيش از بلوغ، پسنديده بوده، خواهم كوشيد.
على(ع) در يارى پيامبر خدا(ص) در همه عرصهها ثابت قدم بود؛ چنانكه در جنگ احد پروانهوار گرداگرد پيامبر(ص) مىچرخيد و ضربتهاى دشمنان را بر جان مىخريد. حضرت على(ع) خود فرمود:
در جنگ احد شانزده ضربت بر من وارد شد؛ در چهار ضربت از پاى درآمدم و بر زمين افتادم. مردى خوشصورت و نيكچهره و خوشبو نزد من آمد و بازويم را گرفت و مرا از جاى بلند كرد و فرمود: روى به دشمن آور! تو در حال پيروى از دستور خدا و رسول او هستى. وقتى آن را به پيامبر خدا(ص) خبر دادم، رسول خدا(ص) فرمود: اى على! خداوند ديدگانت را روشن گرداند، او جبرئيل بود كه تو را يارى نمود. 2