423هشدار داده بود كه روزى عليه على(ع) از روى ستم شمشير خواهى كشيد و از راه حق و عدل خارج خواهى شد. زبير وقتى آن سخنان را شنيد نزد ياران خود بازگشت. پسرش عبدالله به او گفت: پدر جان با حالتى نزد ما برگشتى كه وقتى رفتى اين چنين نبودى؟ زبير جواب داد: بله به خدا قسم، على[(ع)] حديثى از رسول خدا(ص) را به يادم آورد كه روزگار از يادم برده بود و اينك به جنگ با او تا ابد نيازى ندارم. برگشتم كه از خدا طلب آمرزش كنم. بدين وسيله زبير اعتراف مىكند كه مخالفت با على مخالفت با حقيقت است مخالفت با خدا و رسول است و بايد از آن توبه كند.
اشعث بن قيس كه از ياران عثمان بود نيز على(ع) را امام بر حق شمرد و گفت: اين است على، پيشوا و امام راهنما و ابر نعمت بار احسان و سيراب كننده تشنگان. وقتى (دشمن را) به هماوردى طلبيد چون شير بيشهزار بود كه عزت و شرف را آبرو فزود. دعوت حق را به خيرخواهى و ياورى و دوستى بى ريا نسبت به جهاندار و جهانيان اجابت كرد.
در اين بخش دانستيم كه على(ع) خود شأن نزول آيه (يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ...) و آيه (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) است. اگر اين آيات، به آيات و اخبار بسيار ديگر ضميمه شود، اصل اصيل منصب «امامت» را كه «اساس اسلام» و «نظام مسلمين» است، به نمايش مىگذارد؛ همان چيزى كه به گفته امام على بن موسى الرضا(ع) دركش از حوزه عقل و علم و دانش و بينش بشر بيرون است:
انَّ الاِمامَةَ اجَلُّ قَدراً و اعظَمُ شأناً و اعلَى مَكاناً و امنَعُ جانباً و ابعَدُ غوراً مِن ان يَبلُغَها النّاسُ بِعُقولِهِم او يَنالُوها بِآرائِهِم. 1