424همانا امامت والاتر و برتر و بالاتر و فراتر و ديريابتر از آن است كه مردم به خردهاى خود آن را دريابند و با انديشههاى خويش به آن رسند.
اين جملات، جزئى از حديث شريفى است كه شخصى به نام «عبد العزيز بن مسلم» حضور امام(ع) آمد و گزارش «اجتماع» دانشمندان مرو در «جامع» شهر را در روز «جمعه» و بحث آنان در باب «امامت» را به عرض حضرت رساند. امام(ع) لبخندى زد و سخن را به اين مضامين آغاز فرمود:
خداوند پيغمبرش را از دنيا نبرد مگر آنگاه كه آئينش را كمال بخشيد و قرآنى فرو فرستاد كه همه چيز در آن هست كه ( مٰا فَرَّطْنٰا فِي الْكِتٰابِ مِنْ شَيْءٍ ). 1 تا اينكه سال آخر عمر پيغمبر و «حجّة الوداع» فرا رسيد و ولايت ابلاغ گرديد و آيه (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) 2، فرود آمد و امامت متمم دين و على(ع) امام امّت شد.
حضرت رضا(ع) از همين جا وارد اصل مطلب مىشوند و امامت را با عبارات مذكور مىستايند و براى نشان دادن رفعت اين رتبت از امام صادق روايت مىكند كه فرمود:
خداوند تبارك و تعالى ابراهيم را به بندگى برگزيد، پيش از آنكه پيغمبرش كند و به پيغمبرى سر افرازش كرد، پيش از آنكه رسولش سازد و رسالتش داد، پيش از آنكه خليلش خواند و خليلش فرمود، پيش از آنكه او را امام كند. امام، يكتاى بىهمتاى زمان و انسان بىمثل و مانند دوران و شخصيت غير قابل سنجش با ديگران است.