323اختصاص به ولايت دم [و خونخواهى] دارند.
7. آيا عثمان بن عفان در ميان شما بىهيچ سبب [و گناهى] كشته شد؟ اين ادعا جز لجاجت نيست.
8. پس [ما را] خواب و آرام نباشد تا حريم شما [مدّعيان به دروغ] را مباح سازيم و ناوك نيزهها را از خون [شما] دشمنان، خضاب كنيم.
جرير گفت: «اى برادرزاده! تو كيستى؟» گفت: «من پسرى از قريشم و اصلم از ثقيف است؛ من پسر مغيرة بن اخنس [بن شريق] هستم. پدرم در يومالدّار (روزى كه به خانه عثمان ريختند) با او كشته شد». جرير را گفته او سخت خوش آمد و شعرش را براى على(ع) باز نوشت. امام گفت: «به خدا سوگند كه اين پسر چيزى را خطا نگفته است».
نصر بن مزاحم از عمر بن سعد، از اعمش نقل كرد: معاويه با هدف اتهامزنى به على(ع) در قتل عثمان و جلب نظر ابوايوب خالد بن زيد انصارى كه صاحبخانه و مهماندار پيامبر خدا(ص)، و خواجهاى بزرگوار از سروران انصار، و از هواخواهان على(ع) بود، و نيز به زياد بن سميه كه كارگزار على(ع) بر بخشى از فارس بود، نامهاى نگاشت. در نامه ابوايوب نوشت:
1. أَبْلِغْ لَدَيْكَ أَبَا أَيُّوبَ مَأْلُكَةً