322
1. حُكَيمٌ وَ عَمَّارُ الشَّجَا وَ مُحَمَّدٌ
1. حكيم و عمار، پارساى مغموم، و محمد و اشتر و مكشوح آن شورش را به ميان آوردند.
2. البته زبير، نزديكترين يارش را در آن كار دستى بود كه از حيرت، موىها را سپيد مىكند.
3. اما على در منزل خود خانهنشين بود؛ نه بدان كار امر كرد و نه ديگران را باز داشت.
4. درباره تمام مردم، هر چه زين پس خواهى بگو. ولى چون خطاهاى مردم را گويى، خود خطاكار مباش.
5. و اگر بگويى تمام مردم در شورش دست داشتند، همين اندازه براى آنكه [در لوث كردن قضيه] كفايت كند، تو را بس باشد.
6. اين سخن از اصحاب پيامبر، محمد(ص) است كه [فرمود] نزديكترين خويشان