31710. [على(ع)] گذشته از خويشاوندى نزديك با پيامبر، وصى رسول خدا(ص) و نخستين و شايستهترين شهسوار اوست كه در فضل به او مثل زنند.
چون شرحبيل اين نامه را خواند، به هراس افتاد و به انديشه فرو رفت و با خود گفت: «اين نامه مرا نصيحتى خيرانديشانه در دين و دنيايم باشد. [و] نه، به خدا، در اين كار هيچ شتابى نكنم كه دلم را به تأملى نياز است».
معاويه مردمان عادى را از او دور و مستور داشت و تنى چند از مردان خود را گماشت كه نزد وى رفت و آمد مىكردند و قتل عثمان را در نظر او بزرگ مىنمودند و على(ع) را متهم مىكردند. گواهى باطل مىدادند و نامههاى گوناگون مىساختند، تا آنجا كه رأى او را برگرداندند و [ديگر بار] عزمش را جزم كردند و اين خبر به قوم و قبيله وى رسيد. خواهرزاده شرحبيل نيز كه مردى پارسا از اهالى بارق بود و رأى علىبن ابىطالب(ع) را درست مىدانست و بعد هم با او بيعت كرد، در رد اتهام قتل عثمان به على(ع)، پيامى اين چنين براى شرحبيل فرستاد:
1. لَعَمْرُ أَبِي الْأَشْقَى ابْنُ هِنْدٍ لَقَدْ رَمَى