316
9. فَمَنْ قَالَ قَوْلًا غَيْرَ هَذَا فَحَسْبُهُ
1. شرحبيل، اى پسر سمط، از هوا پيروى مكن كه دنيا براى تو جاى دين را نتواند گرفت و همسنگ آن نباشد.
2. و به پسر حرب بگو كه تيرى كه امروز به هدف افكنده، اصابت نمىكند و اميد او را از خود قطع كن.
3. اى شرحبيل! حق كوشش خود را كرده [و آشكار شده] و به راستى، پوست دبّاغى شده از فساد محفوظ است [و كار نيازى به تحقيق ندارد. خود را آلوده مكن].
4. پس لختى درنگ كن و به چيزى كه ما از آن بر تو بيم داريم، پيشدستى مكن و شتاب نورز كه خيرى در شتاب نباشد.
5. و چونان كسى كه هدفش شر انگيختن است، مباش كه پيراهنى دريده شد با خلط مبحث دروغى بافتند و پيراستند.
6. پسر هند درباره على بهتانى ساخت، همانا خداوند در دل پسر ابىطالب بسى شكوهمندتر از آن است [كه مورد چنان بهتانهايى قرار گيرد].
7. على در ماجراى پسر عفان، نه به صدور امرى پاى لغزانده، نه كسى را ضدش برانگيخته و نه در قتلش دستى داشته است.
8. او جز خانهنشينى در كنج خلوت خويش نبوده تا آنكه عثمان را نيز در خانه خود اجل فرا رسيده است.
9. پس هركس جز اين بگويد، سخنش دروغ محض و بهتان است يا گفته كسى است كه فقط احتمالى [دور از واقع] مىدهد.