109و شمشيرش را از نيام كشيد و گفت: «نبينم كه اين دروغزن فرومايه با چهرهاى كه نشان از سيماى ابوتراب دارد، ميان ما در ايستد و به گستاخى، روياروى، دشناممان دهد». ذو الكلاع گفت: «به خدا سوگند مىخورم كه اگر دستت را بر او بگشايى بينى تو را با شمشير بر گيرم. اين، عموزاده من و در حمايت من است و من با او پيمانى بر گرفته و او را نزد شما آوردهام تا شما را از آنچه درگير آن هستيد آگاه سازد». عمرو بن عاص به وى گفت: «اى ابانوح خدا را به يادت آرم كه با ما جز راست نگويى و دروغى براى ما نپردازى. آيا عمّار بن ياسر در ميان شماست؟» ابونوح به وى گفت: «من در اين باره خبرى به تو ندهم». 1
«همچنين مردى از بنىكلب كه با معاويه بود، به هجو كردن عراقيان پرداخت و ايشان را چنين نكوهش كرد:
1. لَقَدْ ضَلَّتْ مَعَاشِرُ مِنْ نِزَارٍ