1101.گروهى از بنىنزار كه سر به فرمان كسى چون ابوتراب سپردند، گمراه شدند.
2. داستان ايشان و بيعت آنان با على به داستان زن آرايشگرى مىماند كه پوست چهره را به غازه تباه كند.
3. از بىخردى دستهاى خويش را مىآرايد و هم به دو دست خويش نقاب از چهره كريه بر مىگيرد.
4. از هشيار زيركى (معاويه) كه در زير پرچم عقابنشان بر شما مىتازد، برحذر باشيد!
5. چون هجوم آرند از صداى سم مركبشان بانگى چون هرّاى رعد از برخورد ابرها بشنوى.
6. چون منادى جنگ ايشان را به پيكار و نيزهزنى با سواران بخواند، بىدرنگ پاسخش گويند.
7. زرههاى آهنين حلقه در حلقه پوشيدهاند و تيغهاى برّان درخشندهاى چون شهاب به كف دارند.
اين در حالى است كه وصف ابوتراب را رسول اكرم(ص) در يك واقعه تاريخى به مولا على(ع) نسبت دادند و اين به منزله فضيلت براى آن حضرت بود. از ابن عباس روايت شده است: چون حضرت رسول خدا(ص) ميان مهاجر و انصار عقد برادرى منعقد كرد، ولى براى اميرالمؤمنين على(ع) كسى را برادر قرار نداد، آن حضرت ناراحت شد و از آنجا خشمناك بيرون رفت تا رسيد به جدولى كه در زمين آنجا بود. دست مبارك را زير سر نهاد و خوابيد. باد روى مباركش را غبار آلودهساخت. پيغمبر اكرم(ص) در جستوجوى على(ع) بود، آنجا وى را يافت گرد و غبار از روى آن جناب پاك كرد. گفت: «برخيز! چنين صلاح ديدى كه ابوتراب باشى؟! آيا بر من غضب كردى كه من ميان مهاجر و انصار برادرى قرار دادم، ولى ميان تو و يكى از آنها عقد اخوت