390همچنين روايت موثقه اسحاقبن عمار از امام صادق(ع) كه حضرت فرمود:
«مِنَ السّنّة أن لايخرج الإمام مِن منى إلى عرفة حتى تطلع الشمس». 1
علاوه بر سه روايت مذكور، بعضى از رواياتى كه قبلاً نقل كرديم نيز بر اين مطلب دلالت داشتند (مثل روايات چهارم و پنجم).
اما روايات بر بيش از استحباب دلالت ندارند. روايت جميلبن دراج، هرچند با تعبير «عَلَى الإمام» مطلب را بيان مىكند، اما اين تعبير لزوماً به معناى وجوب نيست. روايت دعائم نيز گذشته از ضعف سندى، بيانگر فعل رسولالله(ص) است كه بر مطلوبيت دلالت دارد و الزام را اثبات نمىكند. در روايت موثقه نيز مراد از
«من السنّه» يا اشاره به اين است كه اين عمل، در برابر حكمى كه از آيات قرآن استفاده مىشود، از سنت پيامبر است يا بهمعناى استحباب در برابر وجوب است. البته اگر چنين اصطلاحى در روايات مرسوم باشد، در روايات چهارم و پنجم، در بحث قبلى نيز كه با تعبير «ينبغى» همراه است، چيزى بيش از استحباب استفاده نمىشود. به علاوه كه در اين مسئله ظاهراً كسى قائل به وجوب نشده است، جز عبارتى از «تحرير» نوشته علامه حلى كه به تعبير صاحب رياض اشعار در وجوب دارد. 2
ماندن در مشعرالحرام تا طلوع آفتاب روز دهم
پس از وقوف اختيارى مشعر، بنابر روايات، بهترين وقت براى حركت از مشعر به سمت سرزمين منا، روز عيد قربان و نزديك طلوع آفتاب است. 3 ولى امام (اميرالحاج) بايد افاضه از مشعر را تا طلوع آفتاب به تأخير بيندازد. محقق در شرايع مىگويد: «وَ يُستحبّ لِمَنْ عَدا الإمام الإفاضة قبل طلوع الشمس بقليل و لكن لا يجوز وادي محسر الّا بعد طلوعها و الإمام يتأخّر حتّى تطلع». 4
هرچند وجوب تأخير را صريح عبارت شيخ در نهايه و مبسوط، ابن حمزه در «وسيله»، قاضى ابن براج در «مهذب»، و ظاهر عبارت شيخ در «الجمل و العقود» و ابن