391زهره در «غنيه» و يحيى بن سعيد در «جامع» شمردهاند و شيخ صدوق و پدرش، مفيد، سيدمرتضى، سلار و حلبى نيز مطلقاً تأخير را بر همگان لازم شمردهاند 1، اما در مورد وظيفه اميرالحاج يك روايت بيشتر به چشم نمىخورد. جميل بن دراج از امام صادق(ع) نقل مىكند كه حضرت فرمود:
«ينبغي للإمام أن يقف بجمع حتّى تطلع الشمس و سائر الناس انْ شاؤا عجّلوا و ان شاؤا اخّروا». 2
هر چند مطلب با «ينبغى» آغاز شده، اما از اينكه ديگران را مخير نمودهاند كه قبل از طلوع آفتاب حركت كنند يا بعد از طلوع آفتاب، نشان مىدهد كه اميرالحاج مخيّر نيست و معيّناً بايد تا طلوع آفتاب بماند.
با توجه به اينكه «ينبغى» در روايات غير از اصطلاح آن در لسان فقهاى متأخرين است و با وجوب نيز سازگار مىباشد، بعيد نيست كه «وجوب ماندن تا طلوع خورشيد بر اميرالحاج» استفاده شود؛ بهويژه كه معلوم نيست «قول به استحباب» در مقايسه با «قول به وجوب» از شهرت بيشترى برخوردار باشد. گويا هر دو قول، طرفدارانى دارد. گويا اميرالحاج بايد در مشعرالحرام بماند و همه را روانه منا كند و سپس خود حركت نمايد.
ولى از طرف ديگر، با توجه به آنكه يك روايت بيشتر در اين زمينه نقل نشده و از نظر سند نيز مرسل است و قابل اعتماد و استناد نيست، نمىتواند با اطمينان مدرك فتواى به وجوب قرار گيرد. اما حكم به استحباب بنابر تسامح در ادله سنن، محذورى ندارد. البته اگر كسى از روايات مطلق كه در اين زمينه وجود دارد و درباره زمان عزيمت همه حجاج، اعم از اميرالحاج و ديگران سخن مىگويد، «وجوب ماندن تا طلوع آفتاب» را استفاده كند، چنانچه برخى از قدما قائل شدهاند، تكليف همگان روشن خواهد شد.
ثبوت هلال ذيحجه با حكم اميرالحاج
يكى از مسايلى كه در حج از اهميت فراوانى برخوردار است، مسئله ثبوت هلال ذىحجه است؛ زيرا زمان وقوف در عرفات، مشعر و منا و اعمال مناسك حج، همگى بر اين مسئله توقف دارد. باتوجه به اجتماعى بودن مراسم حج و لزوم وحدت و