376سوره برائت را به على(ع) محول كردند؛ چون اين روايات مطلق بوده و مقيد به ابلاغ سوره برائت نيست. 1 بهعلاوه حضرت كيفيت قضاوت را به على(ع) گوشزد كرد. درحالى كه مسئوليت قضاوت در منازعات و مشاجرات حجاج از شئون اميرالحاج است و مأموريت ابلاغ سوره برائت، ارتباطى با امر قضاوت در موسم حج ندارد. 2 در تفسير عياشى از امام حسن(ع) و آنحضرت از امام على(ع) نقل كرده كه فرمودند:
انّ النّبي(ص) حين بعثه ببرائة قال: يا نبي اللَّه انّي لَسْتُ بلسن و لا بخطيب، قال(ص): يأبى الله ما بي الّا ان أذهب بها أو تذهب أنت. قال: فان كان لابدّ فسأذهب أنا، قال: فانطلق فانّ الله يثبت لسانك و يهدي قلبك ثمّ وضع يده على فَمِه، فقال: انطلق و اقرأها على الناس و قال(ص): الناس سيتقاضون اليك فاذا اتاك الخصمان فلاتقض لواحد حتى تسمع الآخر فانّه أجدر أن تعلم الحق. 3
از طرق اهل سنت نيز روايتى شبيه به همين مضمون نقل شده كه على(ع) به پيامبرخدا(ص) عرض مىكند:
يا رسولالله تبعثني و انا غلام حديث السن و اسأل عن القضاء و لا أدري ما أُجيب؟ قال: ما بدّ من أن تذهب بها أو اذهب بها، قلت: ان كان لابدّ أنا أذهب، قال: انطلق فانّ الله يثبت لسانك و يهدي قلبك، ثم قال: انطلق فاقرأها على الناس. 4
در مقابل، مفسران اهل سنت با استناد به پارهاى از روايات اظهار داشتهاند كه حضرت على فقط مأمور ابلاغ سوره برائت بود و امارت حج، همچنان برعهده ابىبكر باقى ماند. 5 درحالى كه بعضى از روايات كه در منابع اهل سنت و مآخذ روايى شيعه وجود دارد، با اين سخن ناسازگار است. از روايات برمىآيد پس از آنكه پيام رسولخدا(ص) توسط امام على(ع) به اطلاع ابوبكر رسيد، او به مدينه بازگشت تا علت عزل خود را جويا شود و پيامبر پاسخ داد: جبرئيل نازل شد و گفت: «اين پيام را يا خودت يا يكى از خاندانت بايد ابلاغ كند». ما در اينجا تنها به نقل دو نمونه ازاينروايات، يكى از منابع اهل سنت و ديگرى از مآخذ شيعى، اكتفا مىكنيم: در تفسير