377«الدرالمنثور» از على(ع) نقل شده كه آنحضرت فرمود:
لمّا نزلت عشر آيات من برائة على النّبي(ص) دعا أبابكر رضي الله عنه ليقرأها على أهل مكّة، ثمّ دعاني فقال لي: أدرك أبابكر فحيثما لقيته فخذ الكتاب منه. و رجع ابوبكر رضي الله عنه فقال: يا رسول الله نزل فِيَّ شيء؟ قال: لا و لكن جبرئيل جاءني فقال: لا يؤدي عنك الّا أنت أو رجل منك. 1
شيخ مفيد در «ارشاد» نقل كرده كه پيامبر خدا(ص) به على(ع) فرمود:
«اركب ناقتي العضباء و ألحِق أبابكر فخُذْ برائة مِن يَدِه وامض بها إلى مكّة و انبذ بها عهد المشركين اليهم و خيّر أبابكر بين ان يسير مع ركابك أو يرجع اليّ».
وقتى حضرت، پيغام پيامبر را به ابوبكر ابلاغ كرد، او گفت: من بازمىگردم. و با نگرانى خدمت رسول خدا بازگشت. 2
اينكه پيامبر بهعنوان حاكم اسلامى دو نماينده به حج اعزام كرده باشد، يكى بهعنوان اميرالحاج و ديگرى براى ابلاغ سوره برائت و اعلان چهار مطلب اساسى 3، بعيد مىنمايد؛ اگر بنا بر اعزام دو نماينده بود، چرا از ابتدا دو نماينده اعزام نشد؟
اگر ابوبكر عزل نمىشد، هم اميرالحاج بود و هم مأمور ابلاغ پيام برائت، حال كه عزل شد، هر دو مسئوليت برعهده على(ع) نهاده شد. برخلاف پندار برخى از مفسران اهل سنت 4، على(ع) تنها بهعنوان بستگى فاميلى با پيامبر، مأمور ابلاغ اين پيام نشد، بلكه بهعنوان نماينده رسول خدا و حاكم اسلامى روانه اين مأموريت گرديد.
در سال دهم هجرى نيز رسول خدا(ص) خود عازم سفر حج شد و با انجام حجةالوداع همه احكام و مناسك حج را به مسلمانان آموخت و طبعاً حضرت خود اميرالحاج بود.
خلفا و امارت حج
در زمان خلفاى بعد از رسول خدا نيز معمولاً حج به امارت و سرپرستى خلفا برگزار مىشد و گاهى هم افرادى را به جاى خود مأموريت مىدادند؛ مثلاً در سال