299اوضاع و احوال اجتماعى، مورد بازبينى قرار گيرد. تقيه مداراتى، به عنوان يك «اصل»، راهنما و مبناى عمل براى راهكارى مشاركت امت اسلامى است؛ درحالى كه اين اصل راهگشا و رهايىبخش كه بايد مولد پيوستگى مسلمانان باشد، در تنگناى بسيارى از قيود فلجكننده قرارگرفته و بهجاى پويايى و تحرك مذهبى، گاه بر ترديد و تحير افزوده و ايستايى و توقف را بهدنبال آورده است.
ازاينرو، ضرورى است كه اين موضوع مهم، بر مبناى متون و مدارك معتبر، مورد وارسى و تحليل عميق قرار گيرد تا بهعنوان منبع انس و الفت، نقش واقعى خود را در جامعه اسلامى بازيابد.
از معدود تحقيقات ارزشمند درباره تقيه كه بهطور مستقل نگارش يافته، رسالهاى است از حضرت امام خمينى كه با روشنبينى و نگرش عميق مؤلف، نكات بديعى ارائه مىكند. اين رساله نشان مىدهد كه حضرت امام در سالها پيش از آغاز نهضت اسلامى و حدود سه دهه قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، يكى از نيازهاى اصلى امت اسلامى را مورد توجه و تحقيق قرار داده و آنچه را در دهههاى بعد درباره «وحدت اسلامى» و دورى از عوامل تفرقه و جدايى مطرح ساختهاند، دقيقاً برخاسته از مبانى فقهى خاصى است كه در حوزه بحثهاى فقهى، بدان دستيافتهاند.
اين مقاله تلاش دارد تا ويژگىهاى انديشه امام را درباره تقيه مداراتى ارائه كند و ضمن مقايسه با برخى آرا و نظريات ديگر، تفاوت و برجستگى آن را آشكار سازد.
شاخصههاى مدارا در دو گرايش فقهى
فقهاى شيعه، درباره «مدارا با عامه» نگرش يكسانى نداشتهاند. برخى آنها را در حد «ضرورت و اضطرار» تلقى كردهاند و برخى ديگر مدارا با ايشان را بهعنوان يك قاعده عمومى پذيرفتهاند؛ عدهاى آن را مستحب شمرده و عدهاى ديگر واجب دانستهاند؛ برخى به موارد منصوص منحصر ساخته و بعضى در قالب كلى مطرح كردهاند و... .