257دومى را سيئه معرفى كرده است. از اين تعبير وجود و لزوم چنين تقيهاى استفاده مىشود و طبعاً مسئله بايد همينطور هم باشد؛ زيرا چنانچه حفظ مسلكِ حق، متوقف بر كتمان و اخفا باشد، در اين صورت تقيه ضرورت پيدا مىكند و بهحد وجوب و لزوم مىرسد.
در رابطه با هدف از اين نوع تقيه، روايت جالبى وارد شده و آن روايت عبدالله بن ابى يغفور از امام صادق(ع) است كه فرمود:
اتقوا على دينكم واحجبوه بالتقيّه فانه لا ايمان لمن لا تقيّة له انما انتم في الناس كالنحل في الطير و لو أن الطير يعلم ما في اجواف النحل ما بقي منها شيءٌ الا اكلته و لو ان الناس علموا ما في اجوافكم انكم تحبونا اهل البيت لا كلوكم بالسنتهم ولنحلوكم في السّر والعلانية رحمالله عبداً منكم كان على ولايتنا. 1
دينِ خود را حفظ نماييد و آن را با حجابِ تقيه، بپوشانيد. همانا كسى كه تقيه ندارد، ايمان ندارد. شما شيعيان در ميان مخالفين مانند زنبور عسل در ميان پرندگانيد؛ همانطورى كه اگر پرندگان آنچه را در دلهاى زنبور عسل هست، بدانند، تمام آنها را از بين مىبرند، همچنين اگر مخالفين آنچه را در قلبهاى شما وجود دارد، كه همان محبت و دوستى ما اهل بيت باشد، بدانند، به يقين با زبانهايشان شما را از بين مىبرند و زنبور وار شما را در آشكار و نهان مىگزند، خداوند رحمت كند كسى را كه بر ولايت ما باشد.
برداشتى كه از اين نوع تقيه مىتوانيم داشته باشيم، بهويژه با تعبير: «كسى كه چنين تقيهاى را رعايت نكند دين ندارد»، اين است كه حفظ كيان اسلام و اقامه مذهب حق، مساوق و ملازم با داشتن دين و تعهد به آيين و عدم رعايت آن، موجب جدايى انسان از دين خواهد بود. با توجه به اين معنا، جا دارد ما چنين ادعا كنيم:
افراد يا گروههايى كه در برابر نظام اسلامى و حاكميت قوانين قرآن در كشور جمهورى اسلامى ايران، ايستاده و درصدد تضعيف و يا از بينبردن اين نظام مقدس