256رواياتى كه بيانگر اين است كه امام تقيه را جزء دين خود و دين پدران خود مىداند، ناظر به اين نوع از تقيه مىباشند. در روايت معلى بن خنيس است كه امامصادق(ع) فرمود:
يا معلّى اكتم امرنا ولا تذعه فانه من كتم امرنا و لم يذعه اغره الله به في الدنيا و جعله نوراً بين عينيه في الآخرة يقوده إلى الجنّة. يا معلّى من اذاع امرنا و لم يكتمه ازله الله به في الدنيا و نزع النور من بين عينيه في الآخرة و جعله ظلمة تقوده إلى النار. يا معلى ان التقية من ديني و دين آبائي و لا دين لمن لا تقيّة له. 1
اى معلّى! امر و مسلك ما را كتمان كن و آن را شايع و منتشر نساز؛ بهدرستى كه كسى كه مذهب ما را كتمان كند و آن را شايع نسازد، خداوند در دنيا به سبب اين كتمان به او عزت دهد و نورى در پيش روى او در آخرت قرار دهد كه او را به بهشت رهنمون سازد و اگر كسى مذهب ما را كتمان نسازد و آن را شيوع دهد، خداوند او را ذليل و خوار سازد و در آخرت نور را از پيش روى او بگيرد و ظلمتى كه او را به جهنم بكشاند براى او قرار دهد. معلى! تقيه جزئى از دين من و پدرانم مىباشد و كسى كه تقيه نكند از دين خارج است.
با اينكه در صدر روايت موضوع كتمان و عدم افشا را مطرح فرموده، ليكن در مقام تعليل، عنوان تقيه را ذكر مىفرمايد و اين مطلب شاهد آن است كه مراد از تقيه همان كتمان و اخفا و عدم افشاست.
در برخى از رواياتى كه در تفسير بعضى از آيات وارد شده نيز تقيه به معناى مورد نظر آمده است. در تفسير آيه شريفه: (أُولٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمٰا صَبَرُوا) چنين آمده است:
«بما صبروا على التقيّه»؛ «به سبب صبرى كه جهت انجام تقيه داشتهاند». و در تفسير آيه (وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ) آمده است:
«الحسنة التقيّة والسيئة الا ذاعة» 2؛ «حسنه همان تقيه است و سيئه همان اذاعه و افشا نمودن است».
در اين روايت مىبينيم كه تقيه را در برابر اذاعه و افشا قرار داده و اولى را حسنه و