255ب) تقيه خوفى، نهتنها براى حفظ جان، آبرو و مال خودِ انسان مشروعيت دارد، بلكه براى حفظ ديگران نيز جايز مىشود و از اينروست كه مىتوان گفت: قسمت عمده تقيه ائمه(عليهم السلام) در بيان احكام خداوند، همين معنى، يعنى حفظكردن شيعه مىباشد.
ج) از مجموع آيات و روايات استفاده مىشود كه در مشروعيت اين قسم از تقيه فرقى ميان تقيه از مخالفين و ديگران، وجود ندارد.
2. تقيه كتمانى
قسم دوم، تقيه به معناى كتمان و پنهان نمودن در مقابل افشا و روشنگرى است.
مقصود اصلى از اين قسم تقيه، حفظ مذهب حقه اهل بيت(عليهم السلام) در برابر قدرتهاى باطل و حكومتهاى جائر است؛ به اين نحو كه چنانچه پيروان اهل بيت، به ظاهر در تحت سيطره و قدرت حكومت باطل و ضد شيعه قرار گيرند و طبعاً اينچنين حكومتى، قدرت و توان كشف خويش را با توطئهها و نيرنگهاى مختلف، جهت از بين بردن مذهب حقه اماميه صرف مىكند و هرچه بيشتر سعى خود را در راه محو آثار اين مذهب عزيز معطوف مىدارد؛ در چنين شرايط حساسى كه حفظ كيان اسلام بستگى به كتمان و پنهان نمودن مذهب دارد، لازم است شيعيان چنين تقيهاى را رعايت نمايند.
در قرآن شريف، خداوند به اين تقيه اشاره فرموده است: (وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمٰانَهُ)؛ «مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمانش را پنهان مىكرد گفت». (غافر: 28)
امامان معصوم(عليهم السلام) نيز درباره تقيه كتمانى تأكيد فراوان نموده و براى حفظ اساس مذهب و كيان اسلام واقعى، آن را مورد سفارش كامل قرار دادهاند. تا جايى كه درباره كسانى كه اين تقيه را رعايت نكنند فرمودهاند كه او داراى دين نخواهد بود. در روايت اعجمى از امام صادق(ع) است كه فرمود:
«لا دين لمن لا تقيّة له» 1؛ «كسى كه در دين تقيه نكند، از دين خارج است».