254بنابر نقلى، اين آيه در مورد گروه و جماعتى نازل شده كه از جمله آنان عمار و پدر و مادر او (ياسر و سميه) و عدهاى ديگر است. اين جماعت از سوى كفار و مشركين مجبور به اظهار كفر شدند. در اين ميان، پدر و مادر عمار از اين اظهار خوددارى كردند و شهيد گشتند؛ ليكن عمار آنچه را مشركين مىخواستند، اظهار نمود و از چنگ آنان رهايى يافت. مسلمانان اين جريان را به پيامبر خبر داده و گفتند كه عمار كافر شده است. اينجا بود كه خداوند اين آيه كريمه را نازل فرمود.
در روايت صحيحه فضلاء وارد شده است كه شنيديم امام باقر(ع) فرمود:
التقيّة في كل شيء يضطر اليه ابن آدم فقد احله الله. 1
تقيه در مواردى است كه انسان به آن اضطرار پيدا مىكند و ناگزير مىشود و بهراستى خداوند آن را جايز و حلال قرار داده است.
در روايت ديگرى از امام باقر(ع) است كه فرمود:
«كل شيء خاف المؤمن على نفسه فيه الضرر فله فيه التقيه» 2؛ «هر چيزى كه مؤمن براى خود در آن ترس داشته باشد، پس بر او است كه تقيه كند».
و از مام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود:
«ليس شيء مما حرمالله الا و قد احله لمن اضطر اليه» 3؛ «هيچ چيزى از محرّمات الهى نيست مگر آنكه خداوند براى انسانِ مضطر حلال فرموده است».
در اين زمينه روايات فروان ديگرى هست كه در كتابهاى وسائل و مستدرك آمده است.
در اين قسم از تقيه، بايد به سه نكته توجه شود:
الف) اين تقيه مشروعيت هرچه را كه عرف آن را به عنوان ضرورت تشخيص دهد، ثابت مىكند. امام باقر(ع) در صحيحه زراره مىفرمايد
:«التقيّة في كلّ ضرورة و صاحبها اعلم بها حين تنزل به» 4؛ «در هر ضرورتى تقيه هست و گرفتار تقيه، از هركس ديگرى به ضرورت آن آگاهتر است».