258مىباشند، به مقتضاى روايت مذكور، از دين فاصله گرفتهاند و با قرآن به مخاصمه و دشمنى پرداختهاند؛ زيرا مقابله با استقرار حاكميت اسلام و سعى و تلاش در تضعيف نظام ارزشمند قرآن، نمىتواند با تدوين و تعهد به دين سازگار باشد؛ چرا كه دين جز تسليم در برابر مقررات اسلام و گردننهادن به قوانين آسمانى قرآن مجيد، چيز ديگرى نيست.
جاى بسى شگفتى است، افرادى كه خود را حامى دين مىدانند و بلكه به اعتقاد خود ارشاد و هدايت جامعه اسلامى را عهدهدار هستند، نتوانند حكومت اسلامى ايران را كه مبتنى براساس اسلامِ واقعى و پيروى از ائمه(عليهم السلام) است تحمل كنند؛ بلكه در مقام مقابله با آن برآمده و در ابعاد مختلف به تضعيف آن بپردازند. اينان بدانند كه در پيشگاه خداوند بزرگ كه اسلام را بهعنوان دين مرضى و مقبول خويش قرار داده و در برابر ملت مسلمان ايران كه با دادن صدها هزار شهيد در راه پيروزى و تداوم انقلاب، تسليم خود را در برابر اسلام به ثبوت رساندهاند، غير معذورند و همان عبارتى كه امام معصوم(ع) فرمود، بايد در مورد آنها بكار برد كه
«لا دينَ لِمَنْ لا تقيّةَ لَهُ».
در پايان اين قسم از تقيه، مجدداً تذكرِ اين نكته لازم به نظر مىرسد كه اين نوع تقيه در شرايطى است كه پيروان مذهب حق در زير سلطه حكومتهاى ضد حق قرار گرفته باشند؛ بهطورى كه افشاى مذهب حق، موجب تضعيف و يا از بين رفتن آن باشد و در شرايطى كه خود داراى قدرت بوده و تحت سلطه قدرتهاى مخالف نباشند، اين نوع از تقيه جريان ندارد.
3. تقيه مداراتى
هدف از اين تقيه، حُسن معاشرت و مدارا و جلب مودت و در نتيجه تحقق وحدت ميان مسلمين از يك طرف با شركت يكپارچه در شعائر الهى و نماز جماعت و ساير مظاهر وحدت و در حقيقت حصولِ وحدتِ كلمه ميان همه مسلمانها و عدم پراكندگى