178
بِالتَّمَامِ فِي الْحَرَمَيْنِ وَ ذَلِكَ مِنْ أَجْلِ النَّاسِ قَالَ لاَ كُنْتُ أَنَا وَ مَنْ مَضَي مِنْ آبَائِي إِذَا وَرَدْنَا مَكَّةَ أَتْمَمْنَا الصَّلاَةَ وَ اسْتَتَرْنَا مِنَ النَّاس. 1
از عبد الرحمان، پسر حجاج نقل شده كه گفت: به امام رضا(ع) گفتم: هشام از شما نقل كرده كه امر به تمام خواندن نماز در حرمين دادهايد. اين به خاطر عامه است؟ امام فرمود: «نه تنها من، بلكه تمام پدرانم وقتى وارد مكه مىشديم، نماز را تمام خوانده، آن را از مردم مخفى مىساختيم».
بررسى دلالى
بزرگانى مانند اردبيلى، ميلانى و بروجردى، اين روايت را از روايات دال بر تخيير شمردهاند. 2 در حالى كه مرحومان خويى و صاحب حدائق، اجمال اين روايت را موجب تعدد احتمالات مىدانند. 3
احتمالات در بيان جهت استتار امام و به تبع آن در معناى روايت
احتمال نخست: روشن است كه عامه و اهل سنت مىدانستند مذهب و رأى اهل بيت، و پيروانشان شكسته خواندن نماز در سفر است (جز مواردى كه قصد اقامت ده روز كرده باشند). بنابراين اگر يكى از ايشان براى كسب فضيلت و ثواب، نمازش را در حرمين شريفين تمام مىخواند، آن را از اهل سنت مخفى مىكرد تا بر او خرده نگيرند؛ زيرا ايشان چنين عملى را مخالف مذهب خود شمرده و تمام خواندن نماز را در شأن عظمت و بزرگى و شرفِ اين اماكن نمىدانستند؛ بنابراين به دليل دفع اين خردهگيرى، امام(ع) تمام خواندن خود را از عامه مخفى مىكردند.
مرحوم ميرزاى قمى، اين معنا را با عبارتى روشنتر بيان مىكند:
ما نماز را به صورت تمام مىخوانديم و اعتقاد به افضليت تمام را از اهل سنت مخفى مىكرديم؛ چراكه آنان در تمام شهرها قائل به تخيير هستند و باور قطعى دارند كه شيعيان در سفر به هر شهرى نماز را قصر مىخوانند و فضيلت و برترى اتمام در اماكن