109ايشان گفت: براى حل اين مشكل، مردم در فاصله هر دو ترويح، هفت بار طواف كنند. پس مردم در فاصله دو ترويح، طواف هفتگانه بهجا مىآوردند.
همچنين گفته شد: افرادى از نمازگزاران يا غير آنان، در انتهاى كعبه و پيرامون آن هستند كه از پايان طواف آگاهى ندارند و به همين خاطر خود را براى اقامه نماز آماده مىكنند. براى حل اين مشكل چه بايد كرد؟ خالد به خادمان كعبه دستور داد: فرياد تكبير سر دهند و بگويند: «الحمد لله و الله اكبر» و هرگاه در طواف ششم به ركن اسود رسيدند ميان دو تكبير، سكوت كنند؛ يعنى الله اكبر را بلافاصله بعد از الحمد لله نگويند تا مردمِ حاضر در حجر و اطراف مسجدالحرام؛ اعم از نمازگزاران و غير آنان، از آمادگى لازم برخوردار شوند و از قطع شدن تكبير متوجه پايان طواف گردند. از آن پس، نمازگزاران، نمازشان را كوتاه و مختصر بهجا مىآوردند و پس از آن، بار ديگر نداى تكبير سر مىدادند تا طواف هفتگانه به پايان رسد و يكى از حضار با گفتن «الصلاة رحمكم الله» مردم را از آغاز نماز بعدى آگاه مىكرد.
ازرقى مىگويد: وقتى عطاء بن ابى رباح، عمرو بن دينار و ديگر عالمان اين منظره را مىديدند، به آن اعتراض نمىكردند.
ازرقى به نقل از ابن جريج مىنويسد: از عطا پرسيدم: اگر مردم حاضر در مسجدالحرام اندك باشند، آيا ترجيح مىدهى نماز را در پشت مقام بخوانند و صف واحدى را پيرامون كعبه تشكيل دهند؟
وى گفت: آرى، ترجيح مىدهم صف واحد باشد و آنگاه اين آيه را تلاوت كرد: (وَ تَرَى الْمَلاٰئِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ...) 1) . 2
از سخنان ازرقى برداشت مىشود كه گنجايش اندك مسجدالحرام در هنگام نماز تراويح، دليل اقامه دايرهوار نماز پيرامون كعبه بوده و پيش از وى سابقه نداشته است. گفتنى است: عبدالملك در سال 65 ه .ق، پس از درگذشت پدرش مروان بن حكم، زمام خلافت را به دست گرفت و در سال 86 ه .ق از دنيا رفت.