97بوده و طبعاً بهصورت مخروطى بوده كه مالك، تأكيد مىكند، اصابت به نوك مخروط لازم نيست بلكه به هر نقطه از آن اصابت كند، كافى است.
4. شافعى نيز بنا به نقل «سنن بيهقى» درباره جمعكردن سنگريزهها چنين مىگويد:
ومن حيث أخذ أجزأه، إلّا إنّي أكره من المسجد ... و من الجمرة لأنّه حصي غير متقبّل. 1
از هرجا سنگ بردارد، كافى است. ولى من دوست ندارم از مسجد الحرام ... و از خود جمره بردارد؛ چون آن از سنگهاى غير مقبول است.
اين تعبير نشان مىدهد كه جمره، همان مجتمع سنگريزههاست.
5. محيىالدين نَوَوى، از فقهاى معروف اهل سنت، در كتاب «المجموع» اينگونه مىنويسد:
والمراد (مِن الجمرة) مجتمع الحصي في موضعه المعروف و هو الّذي كان في زمان رسولالله(ص) و لو نحّي الحصي من موضعه الشرعي و رمي إلى نفس الأرض أجزأ، لأنّه رمي في موضع الرمي. هذا الّذي ذكرته هو المشهور و هو الصواب. 2
مراد از جمره، همان محل اجتماع سنگريزهها، در همان محل معروف است و اين همان چيزى است كه در زمان رسولالله(ص) بوده است. اگر سنگريزهها را از آن محل كنار بزنند و سنگ را به آن زمين بيندازند، كافى است؛ زيرا محل رمى همان زمين است، و اين مطلبى را كه من ذكر كردم، در ميان فقها مشهور است و حق نيز همين است.
اين عبارت، با صراحتِ كامل، جمره را همان قطعه زمين مىداند و حتى ادعاى شهرت مىكند و نيز مىگويد: «در زمان پيامبر خدا(ص) نيز چنين بوده است».
6. ابن حجر در كتاب «فتح البارى» چنين آورده است:
والجمرة اسم لمجتمع الحصي، سمّيت بذلك لاجتماع الناس بها. 3
جمره نام محل اجتماع سنگريزههاست و به خاطر اجتماع مردم نزد آن، به اين اسم ناميده شده است.