87تعبير به «موضع الجمار» (محل سنگريزهها) به روشنى بر زمين تطبيق مىكند و سخنى از ستون در ميان نيست.
5. زبيدى (متوفاى سال 1205ه .ق) در «تاج العروس فى شرح القاموس» مىنويسد:
وجمار المناسك و جمراتها الحصيات الّتي يرمي بها في مكّة ... و موضع الجمار بمنى، سمّي جمرة لأنّها ترمي بالجمار، و قيل لأنّها مجمع الحصي.
جمار مناسك و جمرات، سنگهايى است كه در مكه رمى مىشود... و محل سنگريزهها در منا را جمره گفتهاند، چون با جمار رمى مىشود و بعضى گفتهاند: به خاطر اين است كه جاى گردآمدن سنگريزههاست.
باز در اينجا تعبير به موضع الجمار يا محل اجتماع سنگريزهها شده است كه شاهد مدعاست.
6. در «معجم الفاظ فقه جعفرى» چنين آمده است: «الجمرة: الحصاة الصغيرة، كومة من الحصي، مجتمع الحصي» 1؛ «جمره به معناى سنگ كوچك، تپهاى از ريگها و محل اجتماع سنگريزههاست».
7. در «قاموس فقهى» نيز آمده است:
الجمار: الحجارة الصغيرة، الجمرة: واحدة الجمر: و هي القطعة الملتهبة من النار و الحصاة الصغيرة و واحدة الجمرات التي ترمي في منى، و هي ثلاث... و هي مجتمع الحصي في منى. 2
جمار به معناى سنگريزههاست. جمره مفرد جمر، به معناى قطعه سوزان آتش و سنگهاى كوچك است و همچنين مفرد جمراتى است كه در منا رمى مىشود و آن سه عدد است... و به معناى محل اجتماع سنگريزههاست.
8. در «دائرة المعارف اسلامى» مىخوانيم:
الجمرة في الأصل الحصاة و هي تطلق خاصّة على اكوام الحجارة في وادي منا الّتي تتجمع من الجمار، يرمي بها الحجيج في عودتهم من الوقوف بعرفة. 3
جمره، در اصل به معناى سنگريزه است و آن بهخصوص، بر تپههاى سنگ در وادى